marketability
base info - اطلاعات اولیه
marketability - بازارپسندی
noun - اسم
/ˌmɑːrkɪtəˈbɪləti/
UK :
/ˌmɑːkɪtəˈbɪləti/
US :
family - خانواده
google image
example
-
مثال
بازاری بودن او به عنوان یک مدل برتر
شما باید صادقانه بازاری بودن مهارت های خود را ارزیابی کنید.
Publishers are investors who select a manuscript for its marketability and prepare it for publication.
ناشران سرمایه گذارانی هستند که یک نسخه خطی را برای بازارپسندی آن انتخاب می کنند و آن را برای چاپ آماده می کنند.
We want U.S. manufacturers be able to compete in foreign countries in terms of price and marketability.
ما می خواهیم تولیدکنندگان آمریکایی بتوانند در کشورهای خارجی از نظر قیمت و قابلیت بازار رقابت کنند.
synonyms
-
مترادف
profitableness
سودآوری
salability
قابلیت فروش
bankability
قابلیت بانکداری
marketableness
قابل فروش بودن
merchandisableness
کالایی بودن
salableness
فروش
antonyms
-
متضاد
unmarketability
بازار ناپذیری