opting

base info - اطلاعات اولیه

opting - انتخاب کردن

N/A - N/A

ɑːpt

UK :

ɒpt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [opting] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Mike opted for early retirement.


    مایک بازنشستگی پیش از موعد را انتخاب کرد.

  • Most people opt to have the operation.


    اکثر مردم این عمل را انجام می دهند.

synonyms - مترادف
  • choosing


    انتخاب کردن

  • electing


    تصمیم گیری

  • selecting


    چیدن

  • deciding


    حل کردن

  • picking


    تعیین کننده

  • resolving


    نتیجه گیری

  • determining


    نامگذاری

  • concluding


    گرفتن

  • naming


    ترجیح دادن

  • taking


    رقم زدن

  • preferring


    علامت گذاری

  • figuring


    معدوم کردن

  • marking


    استقرار در

  • culling


    تصمیم گیری در مورد

  • settling on


    چاق شدن برای

  • deciding on


    مستقر شدن بر

  • plumping for


    جدا کردن

  • settling upon


    ثابت کردن

  • singling out


    رفتن برای

  • fixing on


    چیدن از

  • going for


    مناسب دیدن

  • picking out


    انتخاب ورزش

  • seeing fit


    قرار دادن در

  • exercising choice


    چاق شدن در

  • making a selection


    موافق

  • pitching on


    اتخاذ

  • plumping on


    رسیدن به یک تصمیم

  • agreeing


  • adopting


  • making a decision


  • coming to a decision


antonyms - متضاد
  • dismissing


    اخراج کردن

  • eliminating


    از بین بردن

  • excluding


    مستثنی کردن

  • rejecting


    رد کردن

  • disliking


    بی علاقگی

  • hating


    متنفر بودن

  • precluding


    مانع

  • refusing


    امتناع می کند

  • deciding against


    تصمیم گیری علیه

  • ruling out


    پایین آوردن

  • turning down


    دور انداختن

  • discarding


    تخفیف دادن

  • discounting


    منع

  • debarring


    استثنایی

  • excepting


    اجازه ندادن

  • disallowing


لغت پیشنهادی

inheritance

لغت پیشنهادی

brains

لغت پیشنهادی

ideals