blastoff

base info - اطلاعات اولیه

blastoff - انفجار

N/A - N/A

ˈblæstˌɔf

UK :

https://dictionary.cambridge.orgN/A

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [blastoff] در گوگل
description - توضیح
  • the act of sending a spacecraft into space


    عمل فرستادن یک فضاپیما به فضا

example - مثال
  • Blastoff is scheduled for eight tonight.


    Blastoff برای هشت امشب برنامه ریزی شده است.

synonyms - مترادف

  • راه اندازی

  • discharge


    تخلیه

  • launching


    بلند کردن

  • liftoff


    در آوردن

  • takeoff


    طرح ریزی

  • lift-off


    پیشران

  • projection


    ارسال کردن

  • propelling


    پرواز

  • sendoff


    انفجار کردن


  • صعود


  • عروج

  • take-off


    بالا آمدن

  • blast-off


    رو به افزایش

  • ascent


    شناور شدن

  • ascension


    صعودی


  • بالا رفتن


  • اوج گرفتن

  • rising


    شلیک کرد

  • levitation


    حمل و نقل هوایی

  • ascending


    حرکت به سمت بالا

  • ascendance


    شلیک موشک


  • اشتعال موشک

  • soaring


    نصب

  • soar


    پرش


  • airlift


  • upward movement


  • rocket firing


  • rocket ignition


  • mounting



antonyms - متضاد
  • landing


    فرود آمدن

  • touchdown


    تاچ داون


  • تصادف در


  • ورود


  • کاهش می یابد

  • coming


    آینده


  • نزول کردن

لغت پیشنهادی

adeptly

لغت پیشنهادی

alway

لغت پیشنهادی

styles