aft

base info - اطلاعات اولیه

aft - پشت

adverb, adjective - قید، صفت

/æft/

UK :

/ɑːft/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [aft] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • fore and aft of the cockpit


    جلو و عقب کابین خلبان

  • The ship was moored to the dock fore and aft.


    کشتی در جلو و عقب به اسکله لنگر انداخته بود.

  • the aft cabin/deck


    کابین عقب / عرشه

  • There are windows aft on each side.


    در هر طرف پنجره های پشتی وجود دارد.

synonyms - مترادف

  • بعد از


  • بازگشت

  • hind


    عقب

  • hinder


    مانع شود

  • hindmost


    عقب ترین

  • posterior


    خلفی

  • rear


    آبافت

  • rearward


    پشت

  • abaft


    دم


  • پایان


  • نهایی

  • rearmost


    دمی

  • end


    آخر


  • نهایی ترین

  • caudal


    پوستر


  • سختگیر

  • endmost


    بعد از همه

  • postern


    پشتی

  • stern


    پستی

  • aftermost


    به عقب

  • dorsal


    دنباله دار

  • posticous


    مجدد

  • astern


    عقبی ترین

  • backward


    دورترین عقب

  • trailing


    دورترین عقب تر

  • retral


    در پایان

  • hindermost


    نزدیکترین قسمت عقب

  • furthest back


  • furthest behind



  • nearest the rear


antonyms - متضاد
  • anterior


    قدامی

  • fore


    جلو


  • رو به جلو


  • جلویی

  • frontal


    اولین

  • frontward


    منتهی شدن

  • frontwards


    شروع


  • قبلی


  • رهبری


  • در درجه نخست

  • preceding


    پیشرو


  • foremost


  • vanward


لغت پیشنهادی

stopper

لغت پیشنهادی

executes

لغت پیشنهادی

bean