apologized

base info - اطلاعات اولیه

apologized - عذرخواهی کرد

N/A - N/A

əˈpɑː.lə.dʒaɪz

UK :

əˈpɒl.ə.dʒaɪz

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [apologized] در گوگل
description - توضیح
  • past simple and past participle of apologize


    ماضی ساده و ماضی از عذر خواهی کردن

  • to tell someone that you are sorry for having done something that has caused problems or unhappiness for them


    به کسی بگویید که از انجام کاری که باعث ایجاد مشکل یا ناراحتی برای او شده است متاسفید

example - مثال
  • I must apologize to Isobel for my lateness.


    باید از ایزوبل به خاطر تاخیرم عذرخواهی کنم.

  • Trains may be subject to delay - we apologize for any inconvenience caused.


    قطارها ممکن است با تأخیر مواجه شوند - برای هر گونه ناراحتی ایجاد شده عذرخواهی می کنیم.

  • She apologized profusely for having to leave at 3.30 p.m.


    او به شدت عذرخواهی کرد که مجبور شد ساعت 3.30 بعد از ظهر آنجا را ترک کند.

synonyms - مترادف
  • grovelledUK


    grovelledUK

  • groveledUS


    groveledUS

  • regretted


    پشیمان شد

  • crawled


    خزید

  • said sorry


    گفت متاسفم

  • begged forgiveness


    طلب بخشش کرد

  • asked forgiveness


    عذرخواهی کرد

  • begged pardon


    ابراز تاسف کرد

  • expressed regret


    پشیمانانه عمل کرد

  • made an apology


    اعتراف به گناه

  • acted contrite


    عفو خواست

  • admitted guilt


    پای محقر خورد

  • asked pardon


    خود را معذور کرد

  • ate humble pie


    ابراز پشیمانی کرد

  • eaten humble pie


    درخواست بخشش کرد

  • excused oneself


    زانو زد

  • expressed remorse


    روی زانو نشست

  • asked for forgiveness


    گفت یکی متاسفم

  • asked for pardon


    التماس رحمت کرد

  • got down on knees


    خودت را معذرت خواهی کرد

  • gotten down on knees


    غرورت را بلعید

  • said one is sorry


    عذرخواهی کرد انگلستان

  • begged for mercy


  • excused yourself


  • swallowed your pride


  • said you're sorry


  • apologisedUK


antonyms - متضاد
  • defied


    سرپیچی کرد

لغت پیشنهادی

asylum

لغت پیشنهادی

bureau

لغت پیشنهادی

trumpet