apologized
apologized - عذرخواهی کرد
N/A - N/A
UK :
US :
باید از ایزوبل به خاطر تاخیرم عذرخواهی کنم.
قطارها ممکن است با تأخیر مواجه شوند - برای هر گونه ناراحتی ایجاد شده عذرخواهی می کنیم.
او به شدت عذرخواهی کرد که مجبور شد ساعت 3.30 بعد از ظهر آنجا را ترک کند.
grovelledUK
grovelledUK
groveledUS
groveledUS
regretted
پشیمان شد
crawled
خزید
said sorry
گفت متاسفم
begged forgiveness
طلب بخشش کرد
asked forgiveness
عذرخواهی کرد
begged pardon
ابراز تاسف کرد
expressed regret
پشیمانانه عمل کرد
made an apology
اعتراف به گناه
acted contrite
عفو خواست
admitted guilt
پای محقر خورد
asked pardon
خود را معذور کرد
ate humble pie
ابراز پشیمانی کرد
eaten humble pie
درخواست بخشش کرد
excused oneself
زانو زد
expressed remorse
روی زانو نشست
asked for forgiveness
گفت یکی متاسفم
asked for pardon
التماس رحمت کرد
خودت را معذرت خواهی کرد
غرورت را بلعید
عذرخواهی کرد انگلستان
begged for mercy
excused yourself
said you're sorry
apologisedUK
defied
سرپیچی کرد