bureau

base info - اطلاعات اولیه

bureau - دفتر

noun - اسم

/ˈbjʊrəʊ/

UK :

/ˈbjʊərəʊ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bureau] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • There was just enough space for a fold-up bed washstand and bureau.


    فضای کافی برای تخت تاشو، روشویی و دفتر وجود داشت.

  • She works for an employment bureau.


    او برای یک اداره کار کار می کند.

  • a convention bureau (= an office that provides information and services for people organizing conferences)


    یک دفتر همایش (= دفتری که اطلاعات و خدماتی را برای افرادی که کنفرانس‌ها را سازماندهی می‌کنند ارائه می‌کند)

  • a visitor’s bureau (= an office that provides information for tourists)


    دفتر بازدید کننده (= دفتری که اطلاعاتی را در اختیار گردشگران قرار می دهد)


  • دفتر تحقیقات فدرال

  • the US Bureau of Prisons


    اداره زندان های ایالات متحده

  • She had a friend in the press bureau.


    او دوستی در دفتر مطبوعاتی داشت.

  • The bureau handles millions of requests each year.


    این اداره سالانه میلیون ها درخواست را رسیدگی می کند.

  • You can get advice on a wide variety of subjects including money debt and legal problems, from your local Citizens' Advice bureau.


    شما می توانید در مورد موضوعات مختلف از جمله پول، بدهی و مشکلات حقوقی از دفتر مشاوره شهروندان محلی خود مشاوره دریافت کنید.

  • Her disappearance was reported to the police department's Missing Persons Bureau.


    ناپدید شدن او به اداره گمشدگان اداره پلیس گزارش شد.

  • You’ve got to go to the Bureau of Motor Vehicles to renew your driver’s license.


    برای تمدید گواهینامه رانندگی خود باید به اداره وسایل نقلیه موتوری مراجعه کنید.

  • The Citizen's Advice Bureau can advise you about debt problems.


    اداره مشاوره شهروندی می تواند در مورد مشکلات بدهی به شما مشاوره دهد.

  • She reported the problem to the Better Business Bureau.


    او مشکل را به Better Business Bureau گزارش کرد.

  • Statistics from the U.S. Census Bureau offer a mixed picture of the economy's recovery from the recession.


    آمارهای اداره سرشماری ایالات متحده تصویری متفاوت از بهبود اقتصاد از رکود ارائه می دهد.

  • the Bureau of Alcohol Tobacco and Firearms


    دفتر الکل، تنباکو و سلاح گرم

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

  • کل

  • weakness


    ضعف

  • incompetence


    بی کفایتی


  • اصلی


  • بدن

لغت پیشنهادی

thermometer

لغت پیشنهادی

inaccurate

لغت پیشنهادی

approach