articulately

base info - اطلاعات اولیه

articulately - به طور مفصل

adverb - قید

/ɑːrˈtɪkjələtli/

UK :

/ɑːˈtɪkjələtli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [articulately] در گوگل
description - توضیح
  • in a way that expresses thoughts and feelings easily and clearly


    به گونه ای که افکار و احساسات را به راحتی و واضح بیان کند

example - مثال
  • He spoke articulately about each of the paintings.


    او در مورد هر یک از نقاشی ها به طور مفصل صحبت کرد.

  • They were able to clearly and articulately address the issues.


    آنها توانستند به طور واضح و واضح به مسائل بپردازند.

synonyms - مترادف
  • plainly


    به وضوح

  • coherently


    به طور منسجم


  • به طور قابل درک

  • intelligibly


    به طور شفاف

  • lucidly


    قابل هضم

  • apprehensibly


    دقیقا

  • digestibly


    بدون ابهام


  • قابل درک

  • unambiguously


    قانع کننده

  • comprehensibly


    به طور قطعی

  • convincingly


    مجزا

  • definitively


    به صورت خوانا

  • distinctly


    بدون تردید

  • legibly


    روشن

  • unmistakably


    با وضوح


  • بلند و واضح

  • with clarity


    یک بار برای همیشه


  • به صورت شنیداری


  • به طور آشکار

  • audibly


    قابل خواندن

  • understandably


    صرفا

  • perspicuously


    به شدت

  • readably


    به صورت نافذ

  • purely


    با صدای بلند

  • sharply


    به صورت نیمه شفاف

  • penetratingly


    قابل دسترسی

  • sonorously


    به طور مستقیم

  • translucently


    به سادگی

  • accessibly


  • straightforwardly



antonyms - متضاد

  • بی سر و صدا

  • inaudibly


    غیر قابل شنیدن

  • silently


    بی صدا

  • softly


    به نرمی

لغت پیشنهادی

filed

لغت پیشنهادی

contraception

لغت پیشنهادی

bedraggled