ASAP

base info - اطلاعات اولیه

ASAP - هر چه سریعتر

N/A - N/A

ˌeɪ.es.eɪˈpiː

UK :

ˌeɪ.es.eɪˈpiː

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [ASAP] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Please reply ASAP.


    لطفا ASAP پاسخ دهید.

  • Could you let me know asap if this is something you would consider?


    آیا می توانید در اسرع وقت به من اطلاع دهید اگر این چیزی است که شما در نظر دارید؟

  • When do you need it? ASAP.


    کی لازماش داری؟ هر چه سریعتر.

synonyms - مترادف
  • promptly


    بی درنگ


  • به زودی

  • snappily


    به سرعت

  • posthaste


    عجولانه

  • pronto


    قدیم


  • سریع


  • پرستو

  • speedily


    آمار

  • swiftly


    پس از عجله

  • presto


    ریز ریز کردن

  • stat


    شکافته

  • post-haste


    دو برابر سریع

  • chop-chop


    در اسرع وقت

  • lickety-split


    روی دوبل

  • double-quick


    به طور سریع


  • ASAHP


  • با عجله


  • داغ


  • ناوگان

  • ASAHP


    جهنمی برای چرم

  • hastily


    شیب کامل

  • hot


    درست کردن

  • briskly


    بلافاصله. مستقیما

  • fleetly


  • swift


  • hell-for-leather


  • full tilt


  • apace




  • expeditiously


antonyms - متضاد
  • at leisure


    در اوقات فراغت

لغت پیشنهادی

insidious

لغت پیشنهادی

craft

لغت پیشنهادی

ok