ascertaining
ascertaining - تشخیص دادن
N/A - N/A
UK :
US :
پلیس تاکنون نتوانسته است علت این انفجار را مشخص کند.
مطمئنی میاد یا نه؟
قبل از اینکه این خبر را به اتو بگویم، مطمئن شدم که هیچکس نمی تواند ما را بشنود.
getting
گرفتن
determining
تعیین کننده
descrying
توصیف کردن
detecting
تشخیص
یافته
پیدا کردن
tracking down
ردیابی کردن
یادگیری
turning up
تبدیل کردن
digging out
کندن بیرون
digging up
کندن
discovering
کشف کردن
dredging up
لایروبی
ferreting out
بیرون زدن
hitting upon
ضربه زدن به
شکار کردن
locating
یافتن
nosing out
بینی
rooting out
ریشه کن کردن
rummaging
زیر و رو کردن
در حال اجرا
scaring up
ترساندن
scouting up
جستجو کردن
hitting on
مسیریابی
routing out
به روشنی آوردن
آشکار شدن
uncovering
فاش کردن
unearthing
revealing
disclosing
aiding
کمک کردن
assisting
گیج کننده
confusing
تخریب کردن
destroying
رد کردن
disproving
کمک
helping
نادیده گرفتن
ignoring
باطل کننده
invalidating
سوء تفاهم
misunderstanding
بی توجهی
neglecting
ناراحت کننده
unsettling
نگاه کردن
looking away