assiduously
assiduously - با پشتکار
adverb - قید
UK :
US :
او برای به دست آوردن پول برای تحصیل پسرش سخت کار می کرد.
I assiduously avoid buying imported products.
من به شدت از خرید محصولات وارداتی اجتناب می کنم.
او دوستانش را تا سنین پیری با جدیت پرورش داد.
actively
به طور فعال
arduously
به سختی
determinedly
قاطعانه
diligently
با پشتکار
سخت
industriously
سخت کوشانه
intently
به عمد
laboriously
به زحمت
purposefully
به صورت هدفمند
resolutely
ماندن
amain
شلوغ
busily
سرسختانه
doggedly
به شدت
intensely
به طرز فحشا
intensively
برده وار
sedulously
به ندرت
slavishly
با قدرت
strenuously
به شدت در
به طور پیوسته
mightily
با انرژی
vigorously
با غیرت
steadily
با وجدان
energetically
استوار
zealously
تزلزل ناپذیر
perseveringly
با یک اراده
conscientiously
willfully
obstinately
steadfastly
unwaveringly
idly
بیکار
inactively
به صورت غیر فعال
languidly
بی حال
lazily
تنبلی
passively
منفعلانه
casually
به طور اتفاقی
lethargically
کند
sluggishly
بدون فکر
unthinkingly
بی حوصله
indolently
بی تفاوت
apathetically
به طرز بی حوصله ای
languorously
بی اثر
inertly
به طرز نادرستی
lackadaisically
بدون تغییر
shiftlessly
با تنبلی
slothfully
سست
slackly
بی تعارف
indifferently
به آرامی
nonchalantly
بی سر و صدا
listlessly
بدون توجه
سهل انگاری
نیمه دل
carelessly
بی روح
negligently
به صورت توهین آمیز
halfheartedly
خسته
spiritlessly
با فراغت
desultorily
بی توجه
wearily
leisurely
tiredly
inattentively
