bae

base info - اطلاعات اولیه

bae - بائه

noun - اسم

/beɪ/

UK :

/beɪ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bae] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • I'm going to see my bae.


    من می روم بابام را ببینم.

  • What's wrong bae?


    چه اشکالی داره بای؟

  • It's bad when bae doesn't reply to your texts.


    بد است وقتی bae به متن های شما پاسخ نمی دهد.

  • Hey bae. What's up?


    هی، بی چه خبر؟

synonyms - مترادف

  • مهم دیگر


  • شریک


  • عاشق

  • spouse


    همسر

  • mate


    رفیق

  • consort


    دوست دختر


  • دوست پسر


  • شوهر


  • نیمه بهتر


  • نیمه دیگر


  • عاشق زنده


  • شریک داخلی

  • live-in lover


    عزیزم


  • چلاندن، فشار دادن

  • sweetheart


    ثابت


  • همراه و همدم


  • همکار

  • companion


    inamorata

  • helpmate


    inamorato

  • inamorata


    محبوب

  • inamorato


    مرد

  • beloved


    جلسه کمکی

  • leman


    زیبا

  • helpmeet


    پرامور

  • beau


    عشق

  • paramour


    شعله


  • عزیز


  • سوئن

  • darling


    ستایشگر

  • swain


  • admirer


antonyms - متضاد

  • دشمن

  • ex


    سابق

  • ex-boyfriend


    دوست پسر سابق

  • ex-girlfriend


    دوستدختر سابق

  • ex-husband


    شوهر سابق

  • ex-wife


    همسر سابق


  • غریبه


  • شریک سابق

  • ex-partner


    عاشق سابق

  • ex-spouse


  • ex-lover


لغت پیشنهادی

remains

لغت پیشنهادی

charms

لغت پیشنهادی

toasters