lover
lover - عاشق
noun - اسم
UK :
US :
someone’s lover is the person they are having a sexual relationship with but who they are not married to
معشوق کسی است که با او رابطه جنسی دارد اما با او ازدواج نکرده است
کسی که چیزی را خیلی دوست دارد
شخصی که با او رابطه جنسی دارید، اما با او ازدواج نکرده اید
کسی که علاقه شدیدی به چیزی دارد
یک شریک در یک رابطه عاشقانه یا فیزیکی
شخصی که چیز خاصی را دوست دارد یا از آن لذت می برد
دوستداران زندگی شبانه نمی توانند در برابر بسیاری از کلوپ های شبانه در این منطقه مقاومت کنند.
ما ملت دوستدار حیوانات هستیم.
چند شب بعد آنها عاشق شدند.
آن شب او از معشوقش تماس گرفت.
او فکر کرد که احتمالاً برای ملاقات با معشوقش مسابقه می دهد.
Mariana herself could also be seen as asleep because she refuses to wake up to the probability that her lover will not return.
خود ماریانا نیز می تواند در خواب دیده شود زیرا از بیدار شدن با احتمال عدم بازگشت معشوق خودداری می کند.
هر عاشق جاز آرزوی بازدید از نیواورلئان را دارد.
کاترین در طول زندگی خود عاشقان زیادی داشت.
Arabella has had many lovers.
آرابلا عاشقان زیادی داشته است.
ایجاد شده توسط تد ماس، عاشق یونیفرم، نه چندان صادقانه، درگذشته.
کیلپاتریک ادعا می کند که او و نماینده کنگره زمانی عاشق بوده اند.
an opera lover
یک عاشق اپرا
یک عاشق مسابقه خوش شانس، اسبی برای پرش یا فصل تخت خواهد داشت.
معشوقه یکی از شاگردان سابقش هفته گذشته درگذشت.
به همین ترتیب می تواند به یک عاشق ترسو اطمینان دهد، یا زنی را که از زایمان ضعیف شده است، تسلی دهد.
او انکار کرد که معشوق او بوده است.
ما چندین سال عاشق بودیم.
پارک پر بود از عاشقان جوانی که دست در دست هم گرفته بودند.
یک عاشق موسیقی
یک عاشق هنر
یک عاشق طبیعت
آنها در محل کار با هم آشنا شدند و خیلی زود عاشق شدند.
او به من مشکوک بود که معشوق دارم.
این آهنگ در مورد عاشقی است که به دنبال انتقام است.
برای زنان طبقات بالا معمول بود که عاشق می گرفتند.
او یک دوستدار فداکار حیوانات بود و تعداد زیادی حیوان خانگی در خانه داشت.
او عاشق هنرها و به ویژه معماری یونانی بود.
آنها قبل از اینکه عاشق شوند با هم دوست بودند.
او قبل از اینکه ازدواجش سرانجام به هم بخورد، یک رشته عاشق داشت.
an opera lover
یک عاشق اپرا
nature lovers
دوستداران طبیعت
این جزیره دورافتاده برای دوستداران طبیعت ایده آل است.
beau
زیبا
beloved
محبوب
دوست پسر
sweetheart
عزیزم
mistress
معشوقه
paramour
پرامور
swain
سوئن
darling
عزیز
دوست دختر
inamorata
inamorata
عشق
inamorato
inamorato
بانو دوست
lady-love
بانوی عشق
loved one
ستایشگر
admirer
شعله
مرد
leman
شریک
خواستگار
suitor
دوست زن
با محبت
courtesan
مهم دیگر
همراه و همدم
companion
صیغه
concubine
ثابت
عاشقانه
پرنده
amoroso
cicisbeo
دربار
cicisbeo
courter
دشمن
foe
نفرت
حریف
همسر
دوست دختر
دشمن اصلی
archenemy
دشمنی
nemesis
رقیب
rival
مخالفت
آنتاگونیست
adversary
رقابت
antagonist
معشوقه
challenger
خصومت آمیز
مخالف
رزمنده
mistress
مهاجم
hostile
مرد فانتزی
opposer
حمله کننده
combatant
همبستگی
assailant
مدعی
fancy man
بدخواه
attacker
برتر
corrival
غریبه
contender
طرف مقابل
detractor
حزب خصمانه
superior
بی تفاوتی
دوست نداشتن
opposing side
hostile party
indifference
dislike
