basal
base info - اطلاعات اولیه
basal - اساس
adjective - صفت
/ˈbeɪsl/
UK :
/ˈbeɪsl/
US :
family - خانواده
google image
synonyms
-
مترادف
abecedarian
تابعی
پایه ای
شروع
elemental
عنصری
ابتدایی
ضروری است
اساسی
introductory
مقدماتی
meat-and-potatoes
گوشت و سیب زمینی
rudimental
بازیل
rudimentary
آسان
underlying
اولیه
basilar
پایین ترین
لازم است
بنیادین
lowest
افراطی
پایین
حیاتی
foundational
کلید
primitive
اصلی
ذاتی
زیرترین
زمین
ریشه
cardinal
intrinsic
undermost
bottommost
antonyms
-
متضاد
پیشرفته
اضافی
intricate
پیچیده
مجتمع
بسیار توسعه یافته
highly-developed
ثانوی
secondary
ترقی خواه
progressive
بالاتر
higher
ترکیب
compound
گرفتار
سخت
افتضاح
abstruse
دشوار
مشتق
derivative
بغرنج
غیر ضروری
nonessential