overzealous

base info - اطلاعات اولیه

overzealous - بیش از حد غیرتمند

adjective - صفت

/ˌəʊvərˈzeləs/

UK :

/ˌəʊvəˈzeləs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overzealous] در گوگل
description - توضیح

  • بیش از حد مشتاق چیزی که شدیداً به آن اعتقاد دارید

  • too enthusiastic and eager


    بیش از حد مشتاق و مشتاق

  • In this drama the overzealous junior exec in the big corporation is named Jim Profit.


    در این درام، مدیر ارشد جوان بیش از حد در شرکت بزرگ، جیم سود نام دارد.

  • The growth of data mining has led many to worry about invasions of privacy by overzealous marketers.


    رشد داده کاوی باعث شده است که بسیاری در مورد تجاوز به حریم خصوصی توسط بازاریابان بیش از حد متعصب نگران شوند.

  • His proxies, both Republican and Democratic said the charges were a product of overzealous prosecution.


    نمایندگان وی، چه جمهوریخواه و چه دموکرات، گفتند این اتهامات محصول پیگرد قانونی بیش از حد است.

  • The potential for mischief in the international system by politically motivated or overzealous prosecutions is great.


    پتانسیل شرارت در نظام بین‌الملل با انگیزه‌های سیاسی یا محاکمه‌های بیش از حد غیرتمند بسیار زیاد است.

  • His lawyer says he was entrapped by overzealous prosecutors who wrongly characterized campaign contributions as bribes.


    وکیل او می گوید که او توسط دادستان های غیرتمندی که به اشتباه کمک های مبارزاتی را به عنوان رشوه توصیف می کردند، گرفتار شده بود.

  • an overzealous tax inspector


    یک بازرس مالیاتی بیش از حد متعصب

  • Quietly shelving an overzealous working paper produced last September, the commission has repackaged its ideas.


    کمیسیون بدون سر و صدا یک کاغذ کاری پرشور تولید شده در سپتامبر گذشته را کنار گذاشته و ایده های خود را دوباره بسته بندی کرده است.

example - مثال
  • An overzealous fan ran onto the stage during the concert.


    در طول کنسرت یک طرفدار بیش از حد به روی صحنه دوید.

  • He had to be protected from overzealous fans.


    او باید در برابر هواداران بیش از حد متعصب محافظت می شد.

  • They were a little overzealous in eliminating risk.


    آنها در حذف ریسک کمی بیش از حد غیرتمند بودند.

synonyms - مترادف
  • fanatical


    متعصب

  • fervent


    پرشور

  • obsessive


    وسواسی

  • ardent


    تب دار

  • feverish


    شیدایی

  • manic


    بیش از حد مشتاق

  • obsessional


    بالای سر

  • overenthusiastic


    برده شده


  • carried away


antonyms - متضاد
  • unflappable


    غیر قابل بال زدن

  • calm


    آرام

  • composed


    تشکیل شده

  • unflustered


    بدون تکان دادن

  • collected


    جمع آوری شده

  • imperturbable


    غیر قابل اغتشاش

  • unexcitable


    غیر قابل تحریک


  • سرد

  • nerveless


    بی اعصاب

  • serene


    کنترل می شود

  • controlled


    ناآرام

  • unruffled


    منفعل

  • passive


    آسان


  • ناآگاه

  • relaxed


    حساب شده

  • insouciant


    بی عاطفه

  • deliberate


    ارام

  • impassive


    تزلزل ناپذیر

  • placid


    بی تفاوت

  • unshakable


    بلغمی

  • nonchalant


    رواقی

  • phlegmatic


    بی حرکت

  • stoical


    خونسرد

  • unmoved


    اسان گیر

  • cool-headed


    یکنواخت

  • easy-going


    سطح سر

  • even-keeled


    خودکنترل شده

  • even-tempered


  • laid-back


  • level-headed


  • self-controlled


لغت پیشنهادی

ampersand

لغت پیشنهادی

moot

لغت پیشنهادی

compensates