moot

base info - اطلاعات اولیه

moot - مورد بحث

adjective - صفت

/muːt/

UK :

/muːt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [moot] در گوگل
description - توضیح

  • یک موقعیت یا اقدام احتمالی که غیرقابل قبول است، دیگر به احتمال زیاد اتفاق نمی افتد یا وجود ندارد


  • پیشنهاد چیزی برای بحث

  • often discussed or argued about but having no definite answer


    اغلب در مورد آن بحث یا بحث می شود اما پاسخ قطعی ندارد


  • مهم نیست یا مرتبط نیست، بنابراین ارزش بحث کردن ندارد

  • If a legal question is moot, it does not need to be dealt with because something has happened that solves the issue


    اگر یک سؤال حقوقی مطرح باشد، نیازی به رسیدگی نیست، زیرا اتفاقی افتاده است که موضوع را حل می کند

  • imagined or invented as an example and so without any legal importance


    به عنوان مثال تصور یا اختراع شده است و به همین ترتیب بدون هیچ اهمیت قانونی

  • a trial or discussion dealing with an imaginary legal case performed by students in exactly the same way as a real case as part of their legal training


    محاکمه یا بحثی که به یک پرونده حقوقی خیالی می پردازد، که توسط دانش آموزان دقیقاً به همان شکل یک پرونده واقعی، به عنوان بخشی از آموزش حقوقی آنها انجام می شود.


  • هیچ کاربرد یا معنای عملی ندارد

  • (of a matter being considered) that has not been decided and can therefore still be discussed


    (در مورد موضوعی که در حال بررسی است) که تصمیم گیری نشده است و بنابراین هنوز قابل بحث است

  • Even if Proposition 559 passes, it will become moot if the Supreme Court says it's unconstitutional.


    حتی اگر پیشنهاد 559 تصویب شود، اگر دیوان عالی آن را مغایر با قانون اساسی اعلام کند، مورد بحث قرار خواهد گرفت.

  • It is a moot point whether hierarchies exist outside our own thought processes.


    اینکه آیا سلسله مراتبی خارج از فرآیندهای فکری ما وجود دارد یا خیر، موضوع بحث برانگیزی است.

  • It's a moot point whether this is censorship.


    این یک موضوع بحث برانگیز است که آیا این سانسور است.

  • Quite how long Lord Young was proposing to delay publication is a moot point.


    اینکه چه مدت لرد یانگ پیشنهاد به تأخیر انداختن انتشار را داده بود، موضوع بحث برانگیزی است.

  • Whether the law should be this is a moot point.


    این که آیا قانون باید این باشد یا خیر، موضوع بحث برانگیزی است.

  • Whether they have appeared as part of the C. and A.G.'s audit is a moot point.


    اینکه آیا آنها به عنوان بخشی از ممیزی C. و A.G ظاهر شده اند یا خیر، بحثی است.

  • Whether this input has made a significant impact on the pattern of activity is a moot point.


    اینکه آیا این ورودی تأثیر قابل توجهی بر الگوی فعالیت داشته است یا خیر، موضوعی بحث برانگیز است.

example - مثال
  • He argued that the issue had become moot since the board had changed its policy.


    او استدلال کرد که این موضوع از زمانی که هیئت مدیره سیاست خود را تغییر داده است، بحث برانگیز شده است.

  • Whether this should be enforced by law or not is a moot point.


    اینکه آیا این باید توسط قانون اجرا شود یا خیر، بحثی است.

  • The idea was first mooted as long ago as the 1840s.


    این ایده اولین بار در دهه 1840 مطرح شد.

  • His name was mooted as a possible successor.


    نام او به عنوان جانشین احتمالی مطرح شد.

  • It's a moot point whether building more roads reduces traffic congestion.


    اینکه آیا ساخت جاده های بیشتر باعث کاهش تراکم ترافیک می شود، موضوع بحث برانگیزی است.

  • We don't have enough money to go so it's all moot anyway.


    ما پول کافی برای رفتن نداریم، بنابراین به هر حال همه چیز بحث برانگیز است.

  • The court's decision became moot when the defendant was found dead.


    تصمیم دادگاه با پیدا شدن جسد متهم غیرممکن شد.

  • a moot case


    یک مورد محرمانه

  • a moot court


    دادگاه محرمانه

  • Because the claim of negligence was denied, seeking an award for damages was moot.


    از آنجا که ادعای سهل انگاری رد شد، درخواست غرامت غیر قابل بحث بود.

  • Whether or not to make the school coeducational is still a moot point and we’ll be discussing it over the next few months.


    اینکه آیا مدرسه را مختلط کنیم یا نه، هنوز موضوعی بحث برانگیز است و ما در چند ماه آینده درباره آن بحث خواهیم کرد.

synonyms - مترادف
  • debatable


    قابل بحث

  • doubtful


    مشکوک

  • arguable


    باز کن

  • disputable


    سوال برانگیز


  • بحث برانگیز

  • questionable


    حل نشده


  • بی قرار

  • unresolved


    قابل رقابت

  • unsettled


    تصمیم نگرفتم

  • contestable


    مشکل ساز

  • controvertible


    مورد بحث

  • undecided


    مناقشه برانگیز

  • problematic


    مورد مناقشه قرار گرفت


  • قابل صدور

  • contentious


    قابل مذاکره

  • disputed


    مضطرب

  • doubtable


    بی نتیجه

  • issuable


    نامشخص

  • negotiable


    برای بحث باز است

  • problematical


    باز به شک

  • vexed


    باز به سوال

  • unconcluded


    نا معلوم

  • undetermined


    بعید

  • dubious






  • uncertain




antonyms - متضاد
  • accomplished


    انجام شده است


  • مسلم - قطعی

  • hands-down


    دستها پایین

  • inarguable


    غیر قابل بحث

  • incontestable


    غیر قابل اعتراض

  • incontrovertible


    غیر قابل انکار

  • indisputable


    بی چون و چرا

  • indubitable


    غیر قابل تردید

  • irrefragable


    شکست ناپذیر


  • مثبت

  • questionless


    بی سوال

  • settled


    مستقر شده


  • مطمئن

  • unanswerable


    بی پاسخ

  • unarguable


    غیر قابل استدلال

  • unchallengeable


    غیر قابل چالش

  • undebatable


    تصمیم گرفت

  • undeniable


    قطعی

  • unquestionable


    ایجاد

  • decided


    ثابت شده است

  • definite


    حل شد

  • established


    روشن

  • proven


    مطلق

  • resolved


    درست است، واقعی

  • irrefutable


    غیر قابل اشتباه

  • conclusive


    واقعی




  • unmistakable



لغت پیشنهادی

proof

لغت پیشنهادی

arbitrageur

لغت پیشنهادی

agog