moot
moot - مورد بحث
adjective - صفت
UK :
US :
یک موقعیت یا اقدام احتمالی که غیرقابل قبول است، دیگر به احتمال زیاد اتفاق نمی افتد یا وجود ندارد
پیشنهاد چیزی برای بحث
اغلب در مورد آن بحث یا بحث می شود اما پاسخ قطعی ندارد
مهم نیست یا مرتبط نیست، بنابراین ارزش بحث کردن ندارد
If a legal question is moot, it does not need to be dealt with because something has happened that solves the issue
اگر یک سؤال حقوقی مطرح باشد، نیازی به رسیدگی نیست، زیرا اتفاقی افتاده است که موضوع را حل می کند
به عنوان مثال تصور یا اختراع شده است و به همین ترتیب بدون هیچ اهمیت قانونی
a trial or discussion dealing with an imaginary legal case performed by students in exactly the same way as a real case as part of their legal training
محاکمه یا بحثی که به یک پرونده حقوقی خیالی می پردازد، که توسط دانش آموزان دقیقاً به همان شکل یک پرونده واقعی، به عنوان بخشی از آموزش حقوقی آنها انجام می شود.
هیچ کاربرد یا معنای عملی ندارد
(در مورد موضوعی که در حال بررسی است) که تصمیم گیری نشده است و بنابراین هنوز قابل بحث است
Even if Proposition 559 passes, it will become moot if the Supreme Court says it's unconstitutional.
حتی اگر پیشنهاد 559 تصویب شود، اگر دیوان عالی آن را مغایر با قانون اساسی اعلام کند، مورد بحث قرار خواهد گرفت.
اینکه آیا سلسله مراتبی خارج از فرآیندهای فکری ما وجود دارد یا خیر، موضوع بحث برانگیزی است.
این یک موضوع بحث برانگیز است که آیا این سانسور است.
اینکه چه مدت لرد یانگ پیشنهاد به تأخیر انداختن انتشار را داده بود، موضوع بحث برانگیزی است.
این که آیا قانون باید این باشد یا خیر، موضوع بحث برانگیزی است.
اینکه آیا آنها به عنوان بخشی از ممیزی C. و A.G ظاهر شده اند یا خیر، بحثی است.
اینکه آیا این ورودی تأثیر قابل توجهی بر الگوی فعالیت داشته است یا خیر، موضوعی بحث برانگیز است.
او استدلال کرد که این موضوع از زمانی که هیئت مدیره سیاست خود را تغییر داده است، بحث برانگیز شده است.
اینکه آیا این باید توسط قانون اجرا شود یا خیر، بحثی است.
این ایده اولین بار در دهه 1840 مطرح شد.
نام او به عنوان جانشین احتمالی مطرح شد.
اینکه آیا ساخت جاده های بیشتر باعث کاهش تراکم ترافیک می شود، موضوع بحث برانگیزی است.
ما پول کافی برای رفتن نداریم، بنابراین به هر حال همه چیز بحث برانگیز است.
تصمیم دادگاه با پیدا شدن جسد متهم غیرممکن شد.
یک مورد محرمانه
دادگاه محرمانه
از آنجا که ادعای سهل انگاری رد شد، درخواست غرامت غیر قابل بحث بود.
Whether or not to make the school coeducational is still a moot point and we’ll be discussing it over the next few months.
اینکه آیا مدرسه را مختلط کنیم یا نه، هنوز موضوعی بحث برانگیز است و ما در چند ماه آینده درباره آن بحث خواهیم کرد.
debatable
قابل بحث
doubtful
مشکوک
arguable
باز کن
disputable
سوال برانگیز
بحث برانگیز
questionable
حل نشده
بی قرار
unresolved
قابل رقابت
unsettled
تصمیم نگرفتم
contestable
مشکل ساز
controvertible
مورد بحث
undecided
مناقشه برانگیز
problematic
مورد مناقشه قرار گرفت
قابل صدور
contentious
قابل مذاکره
disputed
مضطرب
doubtable
بی نتیجه
issuable
نامشخص
negotiable
برای بحث باز است
problematical
باز به شک
vexed
باز به سوال
unconcluded
نا معلوم
undetermined
بعید
dubious
uncertain
accomplished
انجام شده است
مسلم - قطعی
hands-down
دستها پایین
inarguable
غیر قابل بحث
incontestable
غیر قابل اعتراض
incontrovertible
غیر قابل انکار
indisputable
بی چون و چرا
indubitable
غیر قابل تردید
irrefragable
شکست ناپذیر
مثبت
questionless
بی سوال
settled
مستقر شده
مطمئن
unanswerable
بی پاسخ
unarguable
غیر قابل استدلال
unchallengeable
غیر قابل چالش
undebatable
تصمیم گرفت
undeniable
قطعی
unquestionable
ایجاد
decided
ثابت شده است
definite
حل شد
established
روشن
proven
مطلق
resolved
درست است، واقعی
irrefutable
غیر قابل اشتباه
conclusive
واقعی
unmistakable
