mapping

base info - اطلاعات اولیه

mapping - نقشه برداری

noun - اسم

/ˈmæpɪŋ/

UK :

/ˈmæpɪŋ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mapping] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • the mapping of the Indian subcontinent


    نقشه برداری شبه قاره هند

  • gene mapping


    نقشه برداری ژن

  • the mapping of underground sites


    نقشه برداری از سایت های زیرزمینی

  • A GPS device uses mapping software to help drivers navigate.


    یک دستگاه GPS از نرم افزار نقشه برداری برای کمک به رانندگان در جهت یابی استفاده می کند.

  • a polar mapping expedition


    یک اکسپدیشن نقشه برداری قطبی

  • data mapping


    نقشه برداری داده ها

  • the mapping of supply chains


    نقشه برداری از زنجیره تامین

  • genetic mapping


    نقشه برداری ژنتیکی

  • the mapping of the human genome


    نقشه برداری از ژنوم انسان

  • brain/neurological mapping


    نقشه برداری مغزی/عصبی

synonyms - مترادف
  • outlining


    ترسیم کردن

  • sketching


    طراحی

  • aligning


    تراز کردن

  • banding


    باندبندی

  • bounding


    مرزبندی

  • charting


    ترسیم نمودار

  • circumscribing


    محدود کردن

  • delimiting


    تعیین حدود

  • delineating


    به تصویر کشیدن

  • depicting


    نمودارسازی

  • designing


    تدوین

  • diagramming


    کمربندی

  • drafting


    برنامه ریزی


  • توطئه

  • girdling


    فرافکنی


  • ردیابی

  • plotting


    تحدید حدود

  • projecting


    ترسیم

  • tracing


    علامت گذاری


  • نقشه برداری

  • demarcation


  • delimitation


  • delineation


  • marking out


  • mapping out


antonyms - متضاد
  • incongruity


    ناهماهنگی

  • incongruence


    تعارض


  • عدم شباهت

  • dissimilarity


    نابرابری

  • incongruousness


    ناسازگاری

  • disparity


    عدم انطباق

  • inconsistency


    پارادوکس

  • nonconformity


    تناقض

  • paradox


    تفاوت

  • contradiction


    اختلاف


  • نا سازگاری

  • discord


    آشتی ناپذیری

  • discordance


    پوچی

  • discrepancy


    عجیب و غریب

  • incompatibility


    اختلاف نظر

  • irreconcilability


    عجیب بودن

  • absurdity


    مخالفت

  • bizarreness


    نامناسب بودن

  • disagreement


    دوگانگی

  • dissonance


    عدم تطابق

  • inharmoniousness


    بی شباهت

  • oddity


    عدم هماهنگی

  • oddness



  • unsuitability


  • dichotomy


  • mismatch


  • unlikeness


  • lack of harmony


لغت پیشنهادی

blastoff

لغت پیشنهادی

pandora

لغت پیشنهادی

jeez