broadness
base info - اطلاعات اولیه
broadness - وسعت
noun - اسم
/ˈbrɔːdnəs/
UK :
/ˈbrɔːdnəs/
US :
family - خانواده
google image
example
-
مثال
گشادی کمر او را تحت تأثیر قرار داد.
گستردگی این تعریف منجر به تخمین های متفاوتی از شیوع این سندرم شده است.
او می خواست وسعت دید سیاسی خود را نشان دهد.
کمدی گرایش به وسعت دارد.
synonyms
-
مترادف
extensiveness
گستردگی
وسعت
دامنه
محدوده
breadth
دور
girth
طول
span
ضخامت
thickness
عرض
wideness
گسترش
width
پرتو
قطر
beam
اندازه
diameter
کالیبر UK
عرض جغرافیایی
calibreUK
ابعاد
latitude
کالیبر آمریکا
dimensions
فاصله در عرض
caliberUS
آزادی عمل
اتاق
leeway
بعد، ابعاد، اندازه
رسیدن
مقیاس
اندازه گرفتن
سنج UK
gageUS
gaugeUK
اندازه گیری
gageUS
کش آمدن
محدود می کند
حوزه
confines
