assembling
base info - اطلاعات اولیه
assembling - مونتاژ کردن
N/A - N/A
əˈsem.bəl
UK :
əˈsem.bəl
US :
family - خانواده
google image
description
-
توضیح
example
-
مثال
synonyms
-
مترادف
getting
گرفتن
preparing
آماده كردن
آماده شدن برای
پخت و پز
making
ساخت
putting together
کنار هم قرار دادن
mustering
جمع آوری
dishing up
ظرف کردن
concocting
ساختگی
fixing
تثبیت
rustling up
خش خش
fixing up
تعمیر کردن
knocking up
ضربه زدن
producing
تولید
blending
مخلوط کردن
brewing
دم کردن
infusing
تزریق کردن
پختن
ساختمان
forming
تشکیل
constructing
ساختن
creating
پدید آوردن
moldingUS
moldingUS
fabricating
صنایع دستی
crafting
آهنگسازی
composing
مد کردن
fashioning
آهنگری
forging
modelingUS
modelingUS
مدلینگ انگلستان
modellingUK
قالب گیری انگلستان
mouldingUK
antonyms
-
متضاد
dissipation
اتلاف