conglomeration
conglomeration - کنگلومرا
noun - اسم
UK :
US :
گروهی از چیزهای مختلف دور هم جمع شده اند
گروه یا انبوهی از چیزهای مختلف که همه با هم به شکلی نامرتب یا غیرعادی جمع شده اند
یک گروه بزرگ یا توده ای از چیزهای مختلف دور هم جمع شده اند
The staff writers seem to be a conglomeration of music diehards steeped in the traditions of classic rock.
به نظر می رسد که نویسندگان کارکنان مجموعه ای از افراد سرسخت موسیقی هستند که غرق در سنت های راک کلاسیک هستند.
The Alliance for Aging Research was established in 1986 by a conglomeration of health organizations, medical schools and major corporations.
اتحاد تحقیقات پیری در سال 1986 توسط مجموعه ای از سازمان های بهداشتی، دانشکده های پزشکی و شرکت های بزرگ تأسیس شد.
وقتی آنها را در یک مجموعه 300 هکتاری در 150 هکتار جمع می کنید، نام دیگری به آن می دهیم.
Seen in those terms three main features of the period were media concentration conglomeration and internationalization.
از این منظر، سه ویژگی اصلی این دوره عبارت بودند از: تمرکز رسانهها، تراکم و بینالمللی شدن.
Media concentration conglomeration, and internationalization long preceded 1945.
تمرکز رسانه ها، تراکم و بین المللی شدن مدت ها قبل از 1945 بود.
Indeed it illustrates very clearly all three features of concentration conglomeration and internationalization.
در واقع، به وضوح هر سه ویژگی تمرکز، تراکم و بین المللی شدن را نشان می دهد.
With concentration conglomeration and internationalization the issues of power and accountability became substantially more difficult in both principle and practice.
با تمرکز، تراکم و بین المللی شدن، مسائل مربوط به قدرت و مسئولیت پذیری، چه در اصل و چه در عمل، بسیار دشوارتر شد.
To the east of Frisia were the pagan Saxons, a diffuse and essentially nomadic conglomeration of tribes.
در شرق فریزیا ساکسون های بت پرست، مجموعه ای پراکنده و اساساً عشایری از قبایل بودند.
مجموعه ای از ساختمان ها با اندازه ها و سبک های مختلف
ما در عصر انبوه رسانه ها هستیم.
انبوهی عجیب از اشیاء روی شومینه وجود داشت.
این غذا ترکیبی شگفت انگیز از سوسیس، مرغ، غذاهای دریایی و برنج است.
accumulation
انباشت
aggregation
تجمع
assortment
مجموعه ای
ترکیبی
جرم
medley
مختلط
miscellany
متفرقه
خوشه
مخلوط کردن
تنوع
agglomeration
تراکم
amassment
انباشته شدن
مجموعه
composite
کامپوزیت
cumulation
جمع آوری
gathering
اش شله قلمکار
mishmash
بسته بندی
پات پوری
potpourri
قابلمه پوری
pot-pourri
انتخاب
برافزایش
accretion
آگلومره
agglomerate
تجمیع
aggregate
مونتاژ
assembly
گروه تولیدی
combo
احتکار
conglomerate
درهم و برهم
hoard
هوچ پاچ
hodgepodge
hodge-podge
hotchpotch