alliance

base info - اطلاعات اولیه

alliance - اتحاد

noun - اسم

/əˈlaɪəns/

UK :

/əˈlaɪəns/

US :

family - خانواده
ally
متحد
allied
اتحاد
google image
نتیجه جستجوی لغت [alliance] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
synonyms - مترادف

  • اتحاد. اتصال


  • اتحادیه

  • confederation


    کنفدراسیون


  • لیگ


  • ائتلاف

  • federation


    فدراسیون


  • شراکت

  • affiliation


    وابستگی

  • confederacy


    ترکیبی


  • توده

  • bloc


    کنکوردات

  • concordat


    طرفدار

  • entente


    محور

  • axis


    مسدود کردن


  • ترکیب کردن


  • گروه


  • حلقه


  • سندیکا

  • syndicate


    تیم


  • برادری

  • brotherhood


    همکاری

  • collaboration


    کنسرسیوم

  • consortium


    مشارکت


  • باشگاه

  • fraternity


    ارتباط


  • صنفی


  • اتصال

  • guild


    رابط

  • hookup


    پیوند دادن

  • liaison


  • linkup


antonyms - متضاد
  • dissociation


    تفکیک

  • disaffiliation


    عدم وابستگی

  • alienation


    بیگانگی

  • breach


    رخنه


  • زنگ تفريح

  • disaffection


    نارضایتی

  • disunion


    جدایی

  • disunity


    نفاق


  • تقسیم

  • rupture


    پارگی

  • separation


    جدایش، جدایی

  • severance


    شکاف


  • تقسیم کردن

  • split-up


    تضاد

  • antagonism


    کناره گیری

  • detachment


    اختلاف نظر

  • disagreement


    قطع ارتباط

  • disconnection


    اختلاف

  • discord


    طلاق


  • نفرت

  • estrangement


    خصومت

  • hatred


    مخالفت

  • hostility


    شورش


  • جنگ

  • rebellion


    جداسازی

  • war


    انزوا

  • segregation


    فاصله گرفتن

  • isolation


    فراق

  • distancing


  • parting


  • break-up


لغت پیشنهادی

alphanumeric

لغت پیشنهادی

placidly

لغت پیشنهادی

hovered