seven

base info - اطلاعات اولیه

seven - هفت

number - عدد

/ˈsevn/

UK :

/ˈsevn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [seven] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • There are seven cookies left.


    هفت شیرینی باقی مانده است.

  • seven of Sweden’s top financial experts


    هفت نفر از کارشناسان ارشد مالی سوئد

  • Ten people were invited but only seven turned up.


    ده نفر دعوت شده بودند اما فقط هفت نفر حضور داشتند.

  • Can you lend me seven dollars?


    میشه هفت دلار به من قرض بدی؟

  • a seven-month contract


    قرارداد هفت ماهه

  • Look at page seven.


    به صفحه هفت نگاه کنید.

  • Seven and two is nine.


    هفت و دو می شود نه.

  • Two sevens are fourteen.


    دو هفت تا چهارده.

  • I can't read your writing—is this meant to be a seven?


    من نمی توانم نوشته شما را بخوانم - آیا این قرار است یک هفت باشد؟

  • The bulbs are planted in fives or sevens (= groups of five or seven).


    پیازها به صورت پنج یا هفت (= گروه های پنج یا هفت نفره) کاشته می شوند.

  • We moved to America when I was seven (= seven years old).


    زمانی که من هفت ساله بودم (= هفت ساله) به آمریکا نقل مکان کردیم.

  • Shall we meet at seven (= at seven o'clock), then?


    آیا ساعت هفت (= ساعت هفت) همدیگر را ببینیم؟

  • I haven't had time to clear up so I'm all at sixes and sevens.


    من وقت نداشتم که روشن شوم، بنابراین همه در شش و هفت هستم.

  • The restaurant opens for dinner at seven (o'clock).


    رستوران برای صرف شام ساعت هفت (ساعت) باز می شود.

  • We're open seven days a week (= every day).


    ما هفت روز در هفته (= هر روز) باز هستیم.

  • I have seven sisters.


    من هفت خواهر دارم

  • a seven-week course


    یک دوره هفت هفته ای

synonyms - مترادف
  • septet


    سپتت

  • septuplet


    هفت قلو

  • heptad


    هفتاد

  • heptameter


    هپتامتر

  • septenarius


    سپتناریوس

  • septenary


    هفتگی

  • sevensome


    هفت نفره

  • hebdomad


    هبدوماد

  • heptade


    هپتاد

  • septemviral


    سپتم ویروسی

  • septennial


    هفت ساله

  • septuple


    هفت گانه

  • septuplicate


    هفتگانه

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

absent-mindedness

لغت پیشنهادی

corrupted

لغت پیشنهادی

horseback