adequacy
adequacy - کفایت
noun - اسم
UK :
US :
کفایت ترتیبات امنیتی زیر سوال رفته است.
کفایت مراقبت های بهداشتی عمومی زیر سوال رفته است.
نگرانی هایی در مورد صحت و کفایت برچسب گذاری مواد غذایی وجود دارد.
سوالاتی در مورد کفایت رویه های کنترلی شرکت مطرح شد.
suitability
مناسب بودن
appropriateness
رضایت بخش
satisfactoriness
کفایت
sufficiency
قابل قبول بودن
acceptability
انصاف
fairness
منطقی بودن
reasonableness
تحمل پذیری
suitableness
قابل عبور بودن
tolerability
مناسبت
appropriacy
تناسب
passableness
اثربخشی
pertinence
اثر
appositeness
مفید بودن
commensurateness
ضروری بودن
effectiveness
ظرفیت
efficacy
قابل تحمل بودن
helpfulness
خوب بودن
requisiteness
قابلیت عمل
usefulness
مجاز بودن
قابل پذیرش بودن
tolerableness
شایستگی
okayness
تناسب اندام
acceptableness
adequateness
permissibility
admissibility
propriety
inadequacy
بی کفایتی
inadequateness
ناکافی بودن
insufficiency
رضایت بخش نبودن
unsatisfactoriness
کمبود
shortage
عدم
خواستن
scarcity
فقر
dearth
ناچیز بودن
deficiency
کمیاب بودن
کمبود عرضه
paucity
قحطی
خشکسالی
خرج کردن
scantiness
شکست
scarceness
کروچیدن
undersupply
غیر قابل قبول بودن
famine
نامناسب بودن
drought
ناشایستگی
pinch
عدم پذیرش
غیرقابل قبول بودن
crunch
unacceptability
unsuitability
impropriety
inadmissibility
inacceptability
inappropriateness