admonishing
base info - اطلاعات اولیه
admonishing - اندرز دادن
N/A - N/A
https://dictionary.cambridge.orgN/A
UK :
https://dictionary.cambridge.orgN/A
US :
family - خانواده
google image
example
-
مثال
synonyms
-
مترادف
admonitory
هشداری
cautionary
هشدار دهنده
cautioning
هشدار دادن
exemplary
نمونه
monitory
نظارت
premonitory
پیشآگاهی
هشدار
reproachful
سرزنش کننده
advisory
مشاوره ای
deterrent
بازدارنده
reproving
سرزنش کردن
instructive
آموزنده
ominous
شوم
hinting
اشاره
عاقل
portending
نشان دادن
threatening
تهدید کننده
rebuking
به عنوان یک عامل بازدارنده عمل می کند
توبیخ کردن
scolding
بدنام
reprimanding
بحرانی
bodeful
عدم تایید
نصیحت کردن
disapproving
مشاوره آمریکا
advice-giving
محکوم کننده
counselingUS
نظارتی
condemnatory
نصیحت کننده
monitorial
پیشگیرانه
exhortatory
نگران کننده
preventive
worrying
antonyms
-
متضاد
approving
تایید کردن