afterbirth

base info - اطلاعات اولیه

afterbirth - پس از تولد

noun - اسم

/ˈæftərbɜːrθ/

UK :

/ˈɑːftəbɜːθ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [afterbirth] در گوگل
description - توضیح
  • the substance that comes out of female humans or animals just after they have had a baby


    ماده ای که بلافاصله پس از بچه دار شدن از انسان یا حیوانات ماده خارج می شود

  • the material including the placenta, that is pushed out of a woman's or female animal's body soon after she has given birth


    موادی از جمله جفت که بلافاصله پس از زایمان از بدن زن یا حیوان ماده بیرون رانده می شود.

  • He lifts wings, he leaves the remains of something A mess of offal, muddled as an afterbirth.


    بال‌ها را برمی‌دارد، بقایای چیزی را به جا می‌گذارد، کله پاچه‌ای به‌هم ریخته، به‌مثابه پس از تولد.

  • He/she will check that the mare has passed all her afterbirth and she is not damaged as a result of foaling.


    او بررسی می کند که مادیان تمام زایمان خود را پشت سر گذاشته باشد و در نتیجه کره شدن آسیبی ندیده باشد.

  • Sethe arched suddenly and the afterbirth shot out.


    ست به طور ناگهانی قوس داد و پس از تولد تیراندازی کرد.

  • The afterbirth was large and the good woman narrowed her gaze.


    زایمان بزرگ بود و زن خوب نگاهش را تنگ کرد.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • placenta


    جفت

  • arachnoid membrane


    غشای عنکبوتیه


  • کیسه آب

  • amniotic sac


    کیسه آمنیوتیک

  • amnion


    آمنیون

  • bag of waters


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

salacious

لغت پیشنهادی

make

لغت پیشنهادی

unbelievably