arrondissement

base info - اطلاعات اولیه

arrondissement - منطقه

N/A - N/A

erˌɑːn.diːsˈmɑːn

UK :

ˌæˈrɒn.diː.səm.ɑ̃ːŋ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [arrondissement] در گوگل
description - توضیح
  • one of the areas into which Paris and some other large French cities are divided. Arrondissement is a French word


    یکی از مناطقی که پاریس و برخی دیگر از شهرهای بزرگ فرانسه به آن تقسیم شده است. Arrondissement یک کلمه فرانسوی است

  • one of the areas into which a French department is divided. Arrondissement is a French word


    یکی از مناطقی که یک بخش فرانسوی به آن تقسیم شده است. Arrondissement یک کلمه فرانسوی است

example - مثال
  • Le Corbusier lived in the 16th Arrondissement.


    لوکوربوزیه در منطقه شانزدهم زندگی می کرد.

  • In France, cantons are sub-divisions of arrondissements, which are themselves sub-divisions of the regional départements.


    در فرانسه، کانتون‌ها زیرمجموعه‌ای از ناحیه‌ها هستند که خود زیرمجموعه‌ای از بخش‌های منطقه‌ای هستند.

synonyms - مترادف
  • municipality


    شهرداری


  • شهر


  • بخش

  • borough


    ناحیه


  • شهرستان

  • township


    بورگ

  • burgh


    کیهان شهر

  • burg


    کلان شهر

  • cosmopolis


    حوزه

  • megacity


    انجمن

  • megalopolis


    خوابگاه

  • metropolis


    دهکده

  • precinct


    جنگل آسفالت


  • تقسیم اداری

  • dorp


    جامعه شهری


  • منطقه شهری

  • asphalt jungle


    شهرنشینی

  • administrative division


    توافق


  • مرکز شهر


  • پراکندگی مراکز شهری

  • conurbation


    سرمایه، پایتخت


  • شهر داخلی

  • hamlet


    خیابان های معنی دار


  • مجموعه شهری

  • urban sprawl


    محله


  • شهر کوچک


  • mean streets



  • parish



antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

rebellion

لغت پیشنهادی

fishery

لغت پیشنهادی

clearly