battering

base info - اطلاعات اولیه

battering - کتک زدن

noun - اسم

/ˈbætərɪŋ/

UK :

/ˈbætərɪŋ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [battering] در گوگل
description - توضیح
  • when someone or something is severely damaged, defeated, criticized etc


    هنگامی که کسی یا چیزی به شدت آسیب دیده، شکست خورده، مورد انتقاد قرار می گیرد و غیره


  • وقتی کسی یا چیزی بارها مورد ضربه قرار می گیرد

  • an act of hitting someone


    عمل ضربه زدن به کسی

  • damage caused by an action or event


    آسیب ناشی از یک عمل یا رویداد

example - مثال
  • a brutal battering


    کتک زدن وحشیانه

  • The film took a battering from critics in the US.


    این فیلم مورد انتقاد منتقدان آمریکایی قرار گرفت.

  • baby/wife battering


    کتک زدن نوزاد/همسر

  • Florida is starting to recover from the battering it endured in recent hurricanes.


    فلوریدا پس از طوفان های اخیر در حال بهبودی است.

  • Stock markets have taken a battering in the past week.


    بازارهای سهام در هفته گذشته دچار رکود شدند.

synonyms - مترادف
  • beating


    كتك زدن

  • hammering


    چکش زدن

  • pounding


    کوبیدن

  • lashing


    شلاق زدن

  • buffeting


    بوفه زدن

  • pummeling


    داب زدن

  • thrashing


    ضربه زدن

  • drubbing


    چسباندن

  • thumping


    شلاق زنی

  • bashing


    قایم شدن

  • pasting


    دیوار زدن

  • whipping


    pummellingUK

  • hiding


    کمربند بستن

  • walloping


    ماولینگ

  • pummellingUK


    کلوبگری

  • belting


    سیلی زدن

  • mauling


    زدن

  • clobbering


    لیس زدن

  • slapping


    آب انداختن

  • smacking


    دستبند زدن

  • licking


    پوسته پوسته شدن

  • thwacking


    پرتاب

  • cuffing


    pummeledUS

  • flaying


    ضربت زدن

  • pelting


    در زدن

  • pummeledUS


    برنزه کردن

  • whacking


    جست و خیز کردن

  • knocking


  • tanning


  • bopping


  • flogging


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

forgettable

لغت پیشنهادی

ordinance

لغت پیشنهادی

avariciously