blustering
blustering - غوغا کردن
N/A - N/A
UK :
US :
brash
بی پروا
با صدای بلند
noisy
پر سر و صدا
voluble
فراگیر
loudmouthed
گنده دهان
vociferous
با صدای بزرگ
bigmouthed
پر گلو
big-voiced
پر شور
full-throated
ناراحت کننده - شدیدا ناخوشایند
boisterous
فریاد زدن
obnoxious
داد و بیداد
bellowing
خشن
rowdy
قوی
raucous
یاغی، سرکش
uproarious
پرحاشیه
vigorous
شیطون
unruly
بی نظم
rambunctious
وحشی
mischievous
rootin'-tootin
disorderly
مزاحم
آواز خوان
rootin'-tootin
مدعی
clamorous
yauping
obstreperous
زوزه کشیدن
vociferant
خمیازه کشیدن
clamant
تندرو
yauping
yowling
yawping
vociferating
strident
ساکت
diffident
متفکر
فروتن
timid
ترسو
shy
خجالتی
cautious
محتاط
humble
نامطمئن
unsure
مردد، دودل
hesitant
ملایم
meek
نا معلوم
uncertain
موش
mousey
بازنشستگی
retiring
موشی
mousy
ناامن
insecure
بی خطر
wary
مراقب
مراقب باشید
heedful
محافظت می شود
محتاط، معقول
guarded
محتاطانه
prudent
مشکوک
circumspect
بدبین
doubtful
ترسناک
pessimistic
از خودش مطمئن نیست
timorous
بی تکلف
unsure of oneself
بی ادعا
unpretentious
رزرو شده است
unassuming
غیر متکبر
reserved
تضعیف
unpresumptuous
reticent