boycotted

base info - اطلاعات اولیه

boycotted - تحریم کرد

N/A - N/A

ˈbɔɪ.kɑːt

UK :

ˈbɔɪ.kɒt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [boycotted] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • People were urged to boycott the country's products.


    از مردم خواسته شد که محصولات کشور را تحریم کنند.

  • The union called on its members to boycott the meeting.


    این اتحادیه از اعضای خود خواست تا این نشست را تحریم کنند.

  • A boycott of/against goods from the EU began in June.


    تحریم / علیه کالاهای اتحادیه اروپا در ژوئن آغاز شد.

synonyms - مترادف
  • banned


    ممنوع شد

  • blacklisted


    در لیست سیاه قرار گرفته است

  • embargoed


    تحریم شده است

  • barred


    مسدود

  • avoided


    اجتناب کرد

  • blacked


    سیاه شده

  • blackballed


    گلوله سیاه شده


  • قطع کردن

  • rejected


    رد شد

  • shunned


    منع شده است

  • debarred


    طرد شد

  • snubbed


    رد کرد

  • spurned


    ممنوع است

  • interdicted


    ممنوع شده است

  • prohibited


    وتو کرد

  • proscribed


    غیرقانونی

  • vetoed


    مستثنی شده است

  • outlawed


    اُstracisedUK

  • excluded


    طرد شده ایالات متحده

  • ostracisedUK


    رد

  • ostracizedUS


    رخ داد

  • refused


    زده

  • struck


    بسته

  • stricken


    حمایت خودداری کرد


  • خودداری کرد

  • withheld patronage


    گذشت

  • abstained from


    تحریم کرد

  • passed up


    دور ماند از

  • placed an embargo on


  • refrained from


  • stayed away from


antonyms - متضاد
  • supported


    پشتیبانی

  • accepted


    پذیرفته شده

  • advocated


    حمایت کرد

  • backed


    قهرمان شد

  • championed


    مورد حمایت قرار گرفت

  • espoused


    تحت حمایت انگلستان

  • patronisedUK


    تحت حمایت ایالات متحده

  • patronizedUS


    ارتقاء یافت

  • promoted


    استقبال کرد

  • welcomed


    مجاز

  • allowed


    تایید شده

  • approved


    خرید

  • bought


    خریداری شده

  • boughten


    تشویق شد

  • encouraged


    مشمول

  • included


    مجاز است

  • permitted


    تحریم شده است

  • sanctioned


    استفاده شده


  • تحت تعقیب

  • wanted


    تایید شده از

  • approved of


    توصیه شده

  • recommended


    مورد علاقه ایالات متحده

  • favoredUS


    تایید شده است

  • endorsed


    توصیه کرد

  • advised


    مورد علاقه انگلستان

  • favouredUK


    اصرار کرد

  • urged


    تایید کرد

  • upheld


    حفظ شود

  • upholden


    دفاع کرد

  • defended


    تجویز شده است

  • prescribed


لغت پیشنهادی

apricot

لغت پیشنهادی

gauntlet

لغت پیشنهادی

eliminate