detectable

base info - اطلاعات اولیه

detectable - قابل تشخیص

adjective - صفت

/dɪˈtektəbl/

UK :

/dɪˈtektəbl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [detectable] در گوگل
description - توضیح
  • that can be noticed or discovered


    که قابل توجه یا کشف است

example - مثال
  • The noise is barely detectable by the human ear.


    صدا به سختی توسط گوش انسان قابل تشخیص است.

  • There has been no detectable change in the patient's condition.


    هیچ تغییر قابل تشخیصی در وضعیت بیمار ایجاد نشده است.

  • Tests show the virus is barely detectable in his blood.


    آزمایشات نشان می دهد که ویروس به سختی در خون او قابل تشخیص است.

synonyms - مترادف
  • perceptible


    قابل درک

  • discernible


    قابل تشخیص

  • noticeable


    قابل توجه


  • قابل رویت


  • واضح

  • evident


    مشهود

  • perceivable


    قابل مشاهده

  • observable


    قابل لمس

  • palpable


    قابل تقدیر

  • distinguishable


    معقول

  • appreciable


    قابل اندازه گیری

  • sensible


    قابل اثبات

  • measurable


    روشن

  • discernable


    قابل تشخیص ایالات متحده

  • apprehensible


    آشکار

  • demonstrable


    مشخص شده است


  • متمایز

  • conspicuous


    غیر قابل اشتباه

  • recognizableUS


    قابل تشخیص انگلستان


  • جلگه

  • marked


    ثبت اختراع


  • قابل توجه، برجسته، موثر

  • unmistakable


    تلفظ شده

  • recognisableUK


    برجسته

  • plain


    محسوس

  • manifest


  • patent


  • striking


  • pronounced


  • salient


  • tangible


antonyms - متضاد
  • impalpable


    غیر قابل لمس

  • imperceptible


    نامحسوس

  • inappreciable


    غیر قابل تقدیر

  • indistinguishable


    غیر قابل تشخیص

  • insensible


    غیر قابل کشف

  • undetectable


    پنهان شده است

  • hidden


    نامرئی

  • invisible


    مبهم

  • obscure


    غیر واضح

  • obscured


    غیر قابل توجه

  • unclear


    غیر قابل تشخیص انگلستان

  • unnoticeable


    غیر قابل تشخیص ایالات متحده

  • unrecognisableUK


    اندک

  • unrecognizableUS


    دقیقه

  • vague


    غیر قابل شنیدن


  • خوب


  • از هوش رفتن

  • inaudible


    کم اهمیت


  • نامشخص

  • faint


    بی نهایت کوچک


  • غیر آشکار

  • indiscernible


    تدریجی

  • subtle


    کوچک

  • indistinct


    میکروسکوپی

  • infinitesimal


    قابل اغماض

  • unapparent


    بی اهمیت

  • gradual



  • microscopic


  • negligible


  • inconsequential


لغت پیشنهادی

malfeasance

لغت پیشنهادی

circulates

لغت پیشنهادی

bison