drawn
drawn - کشیده شده
adjective - صفت
UK :
US :
ماضی قرعه کشی
کسی که کشیده به نظر می رسد، صورت رنگ پریده ای لاغر دارد، زیرا بیمار، خسته یا نگران است.
(معمولاً صورت) بسیار خسته و در حال نشان دادن رنج
(معمولاً صورت) خسته و مضطرب یا نگران به نظر می رسد
N/A
او بسیار رنگ پریده و کشیده به نظر می رسید.
جو بعد از کار طولانی شبانه اش کشیده و متشنج به نظر می رسید.
او رنگ پریده و پس از مصیبتش کشیده به نظر می رسید.
او به اندازه او بیمار نیست، اما همچنان لاغر و کشیده به نظر می رسد.
خسته
fatigued
شیره شده
sapped
مضطرب
haggard
تخلیه شده
drained
صرف کرد
exhausted
آنها
spent
پوشیده
wan
فرسوده
worn
لاغر
careworn
اوج گرفت
gaunt
گونه توخالی
peaked
نیشگون گرفته
hollow-cheeked
تحت فشار قرار گرفته است
pinched
چشم توخالی
weary
شسته شده
wearied
خلاصه
strained
ژولیده
worn out
مدفوع کرد
hollow-eyed
بوته شده
worn-out
ضرب و شتم
washed out
متلاشی شد
rundown
ضربه خورده
knackered
اوج
pooped
رنگ پریده
bushed
سر و صدا کرد
shattered
whacked
peaky
raddled
