eternity
eternity - ابدیت
noun - اسم
UK :
US :
تمام زمان بدون هیچ پایانی
وضعیت هستی پس از مرگ که برخی معتقدند برای همیشه ادامه دارد
زمانی که هرگز تمام نمی شود یا هیچ محدودیتی ندارد
مدت بسیار طولانی
زمانی که هرگز تمام نمی شود
آنها فقط یک ساعت با هم تمرین کرده بودند، اما به نظر یک ابدیت بود.
به نظر می رسید یک ابدیت در راه است.
بنابراین اغلب عاقلانه است که چنین فرودهایی را انجام دهیم، که البته ممکن است یک ابدیت طول بکشد.
مشکل این بود که ابدیت را تعریف کنیم.
چگونه میتوانستم از ابرهای احمقانهای که نگاه کوتاه ابدیت را از من میربایند، ناراحت نباشم؟
او در مورد بزرگتر گفت و از ابدیت خاطراتی که او بدون سوال در سر او ریخته بود.
There is, to be sure a certain logic in the view which advocates the relinquishment of doomed creatures to eternity.
مطمئناً منطق خاصی در دیدگاهی وجود دارد که از واگذاری مخلوقات محکوم به ابدیت حمایت می کند.
برای همیشه فقیر و غنی وجود خواهد داشت.
آنها معتقد بودند که روحشان تا ابد محکوم به سوختن در جهنم خواهد بود.
پس از مدتی که به نظر می رسید یک ابد، پرستار با نتایج آزمایش برگشت.
تا ابد دوستت خواهم داشت
این اثر هنری بزرگ اکنون برای ابدیت حفظ شده است.
این الگوی ریاضی تا ابدیت تکرار خواهد شد.
به نظر می رسید یک ابد طول کشید تا به بیمارستان برسیم.
به نظر می رسید او برای یک ابد آنجا ایستاده بود.
They haven't been given these rights for (all) eternity - they should justify having them just like most other people have to.
آنها این حقوق را برای (تمام) ابدیت به آنها داده نشده است - آنها باید داشتن آنها را درست مانند بسیاری از مردم توجیه کنند.
Religions gain some of their worldly power by claiming they have the key to eternity (= a state of existence outside normal life).
ادیان با ادعای داشتن کلید ابدیت (= حالتی خارج از زندگی عادی) بخشی از قدرت دنیوی خود را به دست می آورند.
این فیلم تا ابد ادامه پیدا کرد.
نه ماه برای هر کسی زمان زیادی است، اما برای افراد بسیار جوان یک ابدیت است.
برای اولین بار در چیزی که به نظر می رسید یک ابدیت، او فرصت استراحت را داشت.
در دنیای سیاست، سه هفته یک ابدیت است.
یک ابد منتظر شروع کنسرت بودیم.
در سن او، حتی چند ماه می تواند یک ابدیت به نظر برسد.
برای همیشه
months
ماه ها
سن
ages
سنین
years
سال ها
طولانی
ماه
eonsUS
eonsUS
aeonsUK
aeonsUK
eonUS
eonUS
yonks
یونکس
aeonUK
aeonUK
چرخه
centuries
قرن ها
days
روزها
hours
ساعت ها
endlessness
بی پایانی
donkey's years
سالهای الاغ
ماه آبی
coon's age
سن کون
an age
یک سن
ages and ages
سن و سال
روز در پایان
یک عمر
ساعت در پایان
ماه ها در پایان
به ظاهر برای همیشه
seemingly forever
زمان طولانی
سن سگ
dog's age
مدت طولانی
long duration
