replying
replying - در حال پاسخ دادن
N/A - N/A
UK :
US :
کجا میری؟ من پرسیدم. او پاسخ داد: خانه.
جواب دادم که ساعت دوازده است.
سعی می کنم روزی که نامه ها را دریافت می کنم به آنها پاسخ دهم.
او با مراجعه به پلیس به تهدیدات پاسخ داد.
فرانسه زودهنگام پیش افتاد و اسپانیا با سه گل در 14 دقیقه پاسخ داد.
responding
پاسخ دادن
answering
عودت
retorting
پیوستن مجدد
returning
مقابله کردن
rejoining
ریپوستینگ
countering
تصدیق کردن
riposting
تلافی جویانه
acknowledging
واکنش نشان می دهد
retaliating
متقابل
reacting
طنین انداز
reciprocating
پشت سر هم حرف زدن
echoing
برگشتن
backtalking
پرت کردن به عقب
coming back
به عقب پرتاب کردن
flinging back
گفتن در جواب
hurling back
بازگشت با
نوشتن برگشت
answering back
تیراندازی به عقب
بازگشت به
طعمه گرفتن
میدان دادن به سوال
بالا رفتن به طعمه
taking the bait
پیگیری
دادن به همان اندازه که می شود
RSVPing
صحبت کردن
making an answer
پس زدن
RSVPing
talking back
snapping back
asking
درخواست
enquiringUK
درخواست انگلستان
inquiring
پرس و جو کردن
questioning
سوال کردن
requesting
درخواست کردن
