TV

base info - اطلاعات اولیه

TV - تلویزیون

N/A - N/A

ˌtiːˈviː

UK :

ˌtiːˈviː

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [TV] در گوگل
description - توضیح

  • تلویزیون

  • abbreviation for television


    مخفف تلویزیون

  • abbreviation for television


    راب امشب در تلویزیون خواهد بود.

  • Rob's going to be on TV tonight.


example - مثال
  • We ate in front of (= while watching) the TV.


    جلوی (= در حال تماشای) تلویزیون غذا خوردیم.

  • What's on TV tonight?


    امشب در تلویزیون چه خبر است؟


  • شما بیش از حد تلویزیون تماشا می کنید!

  • TV personalities


    شخصیت های تلویزیونی

synonyms - مترادف
  • telly


    تلویزیونی


  • تلویزیون


  • لوله

  • box


    جعبه

  • gogglebox


    جعبه عینک

  • receiver


    گیرنده


  • ایستگاه

  • vid


    vid


  • ویدئو

  • eye


    چشم

  • idiot box


    جعبه احمق

  • goggle-box


    صفحه نمایش کوچک


  • لوله سینه

  • boob tube


    دستگاه تلویزیون

  • TV set


    پرستار بچه


  • گیرنده تلویزیون

  • baby-sitter


    دور



  • television receiver


  • goggle box


  • tele


antonyms - متضاد

  • کتاب


  • کنسرت

  • opera


    اپرا

  • playhouse


    خانه بازی

  • theaterUS


    تئاتر آمریکا

  • theatreUK


    تئاتر انگلستان

لغت پیشنهادی

demonic

لغت پیشنهادی

airfield

لغت پیشنهادی

after