airfield

base info - اطلاعات اولیه

airfield - فرودگاه

noun - اسم

/ˈerfiːld/

UK :

/ˈeəfiːld/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [airfield] در گوگل
description - توضیح

  • مکانی که هواپیماها می توانند از آنجا پرواز کنند، مخصوصاً مکانی که توسط هواپیماهای نظامی استفاده می شود

  • a level area where aircraft can take off and land with fewer buildings and services than an airport and used by fewer passengers


    منطقه ای سطحی که در آن هواپیما می تواند بلند شود و فرود بیاید، با ساختمان ها و خدمات کمتری نسبت به فرودگاه و توسط مسافران کمتری استفاده می شود.

  • But it was unlucky 13 when he took off from an airfield in Yorkshire in a Halifax bomber.


    اما 13 بدشانس بود که با بمب افکن هالیفاکس از فرودگاهی در یورکشایر بلند شد.

  • That burst finally convinced somebody in airfield defence.


    این انفجار بالاخره یک نفر در دفاع فرودگاه را متقاعد کرد.

  • Graf von Kageneck is helped into his parachute harness by his ground crew on a Sicilian airfield in May 1941.


    خدمه زمینی خود در فرودگاه سیسیلی در می 1941 به گراف فون کاگنیک کمک می کند تا چتر نجات خود را مهار کند.

  • During 9 March numerous single aircraft appeared overhead to strafe Takali airfield.


    در طول 9 مارس تعداد زیادی هواپیمای منفرد در بالای سر ظاهر شدند تا فرودگاه تکالی را مورد حمله قرار دهند.

  • A few days later a 69 Squadron Maryland approached the airfield, looking for all the world like a Ju88.


    چند روز بعد یک اسکادران 69 مریلند به فرودگاه نزدیک شد و مانند Ju88 به دنبال تمام دنیا بود.

  • Trying to exit the airfield after the show ended resulted in large queues of vehicles all trying to get out of one gate.


    تلاش برای خروج از فرودگاه پس از پایان نمایش منجر به صف‌های بزرگی از وسایل نقلیه شد که همگی سعی داشتند از یک دروازه خارج شوند.

  • The result in the vote against the development and for the retention of the airfield was unanimous.


    نتیجه در رای مخالف توسعه و حفظ فرودگاه به اتفاق آرا بود.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • aerodrome


    فرودگاه

  • airdrome


    باند هوایی


  • رشته

  • airstrip


    نوار فرود


  • پایگاه هوایی

  • landing strip


    ایستگاه هوایی


  • زمین فرود


  • باند

  • landing field


    نوار

  • runway


    نوار برخاستن


  • نوار پرواز

  • takeoff strip


    تاکسی راه


  • بندر هوایی

  • taxiway


    عرشه پرواز

  • air harbor


    میدان پرواز


  • فرود آمدن

  • flying field


    عرشه فرود

  • landing


    بندر

  • landing deck


    رشته هوانوردی


  • بالگرد

  • aviation field


    هلی فرودگاه

  • helipad


    دروم

  • heliport


    نصب و راه اندازی

  • drome


    آشیانه

  • installation


    آئرودوم

  • hangar


    بشقاب خانه

  • aerodome


    سکو


  • مسیر


  • جاده



antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

prevailing

لغت پیشنهادی

fired

لغت پیشنهادی

assesses