ambitiously
ambitiously - جاه طلبانه
adverb - قید
UK :
US :
‘Time's Arrow’ is Amis's most ambitiously structured novel.
«پیکان زمان» جاه طلبانه ترین رمان آمیس است.
Rosalie marries ambitiously and unhappily.
روزالی جاه طلبانه و با ناراحتی ازدواج می کند.
این تیم باید بلند پروازانه تر بازی کند تا قهرمان مسابقات شود.
شروع یک کسب و کار جدید مستلزم تفکر هوشمندانه و جاه طلبانه است.
زمانی که تنها 13 سال داشتم، بلندپروازانه صحنه کوهستانی را روی یک ژاکت گلدوزی کردم.
این موزه روز سه شنبه از این نمایشگاه با طراحی جاه طلبانه رونمایی کرد.
بزرگ
در مقیاس بزرگ
aspiringly
مشتاقانه
extravagantly
به صورت اسراف آمیز
در یک راه بزرگ
به شکلی بزرگ
intently
به عمد
prodigiously
به طرز شگفت انگیزی
purposefully
به صورت هدفمند
ardently
به طور گسترده
broadly
به طور مبتکرانه
enterprisingly
به طرز چشمگیری
expansively
extensively
grandly
imposingly
