ambitiously

base info - اطلاعات اولیه

ambitiously - جاه طلبانه

adverb - قید

/æmˈbɪʃəsli/

UK :

/æmˈbɪʃəsli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [ambitiously] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • ‘Time's Arrow’ is Amis's most ambitiously structured novel.


    «پیکان زمان» جاه طلبانه ترین رمان آمیس است.

  • Rosalie marries ambitiously and unhappily.


    روزالی جاه طلبانه و با ناراحتی ازدواج می کند.

  • The team will have to play more ambitiously to win the tournament.


    این تیم باید بلند پروازانه تر بازی کند تا قهرمان مسابقات شود.

  • Starting a new business requires you think intelligently and ambitiously.


    شروع یک کسب و کار جدید مستلزم تفکر هوشمندانه و جاه طلبانه است.

  • I ambitiously embroidered a mountain scene on a jacket when I was only 13.


    زمانی که تنها 13 سال داشتم، بلندپروازانه صحنه کوهستانی را روی یک ژاکت گلدوزی کردم.

  • The museum unveiled the ambitiously designed exhibit on Tuesday.


    این موزه روز سه شنبه از این نمایشگاه با طراحی جاه طلبانه رونمایی کرد.

synonyms - مترادف
  • big


    بزرگ


  • در مقیاس بزرگ

  • aspiringly


    مشتاقانه

  • extravagantly


    به صورت اسراف آمیز


  • در یک راه بزرگ


  • به شکلی بزرگ

  • intently


    به عمد

  • prodigiously


    به طرز شگفت انگیزی

  • purposefully


    به صورت هدفمند

  • ardently


    به طور گسترده

  • broadly


    به طور مبتکرانه

  • enterprisingly


    به طرز چشمگیری

  • expansively


  • extensively


  • grandly


  • imposingly


antonyms - متضاد

  • کم اهمیت


  • در مقیاس کوچک

  • insignificantly


    به طور ناچیز

  • limitedly


    به طور محدود

  • narrowly


    باریک

  • reservedly


    محفوظ

  • inappreciably


    به طور غیر قابل تقدیر

  • inconsiderably


    بطور غیر قابل ملاحظه ای

  • marginally


    در حاشیه

لغت پیشنهادی

observe

لغت پیشنهادی

fronts

لغت پیشنهادی

embodies