annulment

base info - اطلاعات اولیه

annulment - لغو

noun - اسم

/əˈnʌlmənt/

UK :

/əˈnʌlmənt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [annulment] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The king sought an annulment of his marriage to Catherine of Aragon.


    پادشاه خواستار لغو ازدواج خود با کاترین آراگون شد.

  • Judges only grant marriage annulments in exceptional circumstances.


    قضات فقط در شرایط استثنایی ابطال ازدواج را صادر می کنند.

  • The discovery of the election fraud has led to the annulment of 50,000 votes.


    کشف تقلب در انتخابات منجر به ابطال 50 هزار رای شده است.

synonyms - مترادف
  • abolition


    لغو

  • abrogation


    نسخ

  • invalidation


    باطل شدن

  • negation


    نفی

  • nullification


    تخلیه

  • repeal


    لغو انگلستان

  • rescindment


    متقابل کردن

  • voiding


    به خاطر آوردن

  • cancellationUK


    فسخ

  • countermanding


    واژگونی


  • ابطال

  • rescission


    لغو کردن

  • reversal


    کاهش

  • revocation


    اجتناب

  • quashing


    لغو ایالات متحده

  • abatement


    فحاشی

  • abolishment


    انحلال

  • avoidance


    فسخ کننده

  • cancelationUS


    پس گرفتن

  • defeasance


    برداشت از حساب

  • dissolution


    نابودی

  • rescinding


    جدایی

  • retraction


    حذف

  • withdrawal


    پاک کردن

  • annihilation


  • breakup


  • deletion


  • disannulment


  • discharge


  • elimination


  • erasing


antonyms - متضاد
  • enactment


    تصویب

  • restoration


    مرمت


  • تائیدیه

  • confirmation


    استقرار


  • حفظ

  • retention


    اعتبار سنجی

  • validation


    کمک هزینه

  • allowance


    اجازه


  • شروع


  • ساخت و ساز

  • commencement


    ایجاد


  • شروع کنید


  • افتتاح


  • ادامه


  • موسسه، نهاد

  • continuation


    ترتیب


  • حفاظت


  • اجرا


  • فراموشی


  • معرفی

  • forgetfulness


    پایه


  • قانونی سازی ایالات متحده


  • ترویج

  • legalizationUS


    قانونی سازی انگلستان

  • promotion


  • legalisationUK


لغت پیشنهادی

transfer

لغت پیشنهادی

brusqueness