ascetic
ascetic - زاهد
noun - اسم
UK :
US :
زندگی بدون هیچ گونه لذت و آسایش جسمی، به ویژه به دلایل مذهبی
اجتناب از لذت های فیزیکی و زندگی ساده، اغلب به دلایل مذهبی
کسی که اغلب به دلایل مذهبی زندگی زاهدانه ای دارد
اجتناب از آسایش فیزیکی و داشتن یک زندگی ساده
با این حال، در همان زمان، کلیسا نیز یک آرمان زاهدانه را گرامی داشت.
لویی مردی بسیار عابد و زاهد شد.
The church itself became a two-class system: the ascetic monasteries versus the more worldly regular clergy.
خود کلیسا به یک سیستم دو طبقه تبدیل شد: صومعههای زاهد در مقابل روحانیون منظم دنیوی.
Like the ascetic movement of which it was an outgrowth, monasticism had its origins in the Middle East.
رهبانیت نیز مانند جنبش زاهدانه ای که زاییده آن بود، خاستگاه خود را در خاورمیانه داشت.
abstemious
ممتنع
abstinent
پرهیز
frugal
صرفه جو
austere
سختگیر
celibate
مجرد شدن
شدید
spartan
اسپارت
monastic
رهبانی
monkish
راهب
puritanical
خالصانه
anchoritic
انکوریتی
chaste
پاکدامن
cloistered
صومعه
continent
قاره
eremitic
اورمیتی
hermitic
گوشه نشین
nunlike
nunlike
reclusive
منزوی
rigorous
سختگیرانه
solitary
منفرد، مجد، تنها، منزوی، انفرادی
Spartan
اسپارتی
stern
سخت گیرانه
strict
زاهدانه
abstaining
منضبط
ascetical
خشن
disciplined
راهب مانند
harsh
متلاشی شده
monklike
خود انکار کننده
mortified
دنیوی دیگر
self-abnegating
other-worldly
sybaritic
سیباری
hedonistic
لذت گرا
epicurean
اپیکوری
indulgent
ممتنع
intemperate
غیر معتدل
immoderate
نامتعادل
decadent
منحط
extravagant
مسرف
lavish
مجلل
pampered
متنعم
debauched
فاسق
unrestrained
بی بند و بار
dissolute
منحل شدن
libertine
آزاده
overindulgent
زیاده روی
hedonic
لذت جویانه
voluptuary
خوش گذران
Lucullan
لوکولان
bacchanalian
باکانی
fast-living
سریع زندگی
luxury-loving
تجمل خواه
pleasure-loving
لذت دوست
pleasure-seeking
لذت جویی
self-indulgent
خودخواه
permissive
سهل گیر
incontinent
بی اختیاری
prodigal
ولخرج
excessive
بیش از اندازه
inordinate
نامرتب
uncontrolled
کنترل نشده
sociable
دوستانه
