bandleader

base info - اطلاعات اولیه

bandleader - رهبر گروه

noun - اسم

/ˈbændliːdər/

UK :

/ˈbændliːdə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bandleader] در گوگل
description - توضیح

  • کسی که یک گروه موسیقی، به ویژه یک گروه رقص یا جاز را رهبری می کند


  • شخصی که گروه بزرگی از نوازندگان را در حین نواختن رهبری می کند و اغلب در همان زمان ساز می نوازد


  • شخصی که گروه بزرگی از نوازندگان را در حین نواختن رهبری می کند و گاهی اوقات یک ساز را همزمان می نوازد

  • Whether as a bandleader or a creative supporting player Blade's contribution is tremendously assured.


    چه به عنوان یک رهبر گروه و چه به عنوان یک بازیکن خلاق، مشارکت Blade بسیار تضمین شده است.

  • As a bandleader, Basie was low-key and hang-loose but the band itself was incredibly tight.


    به‌عنوان یک رهبر گروه، Basie کم‌کلاس و شل بود، اما خود گروه به‌طور باورنکردنی فشرده بود.

  • As a bandleader, songwriter, and talent scout, Otis was a real force in the Los Angeles scene.


    اوتیس به عنوان یک رهبر گروه، ترانه سرا و استعدادیابی، یک نیروی واقعی در صحنه لس آنجلس بود.

  • She was chief dancer and choreographer, he was bandleader and strategy-maker.


    او رقصنده و طراح رقص بود، او رهبر گروه و استراتژی ساز بود.

example - مثال
  • Glenn Miller was one of the most famous bandleaders of the 1930s.


    گلن میلر یکی از مشهورترین رهبران گروه موسیقی دهه 1930 بود.

synonyms - مترادف
  • conductor


    رهبر ارکستر

  • maestro


    استاد

  • orchestra leader


    رئیس ارکستر

  • head of orchestra


    مدیر موسیقی


  • کارگردان


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

c.

لغت پیشنهادی

jim

لغت پیشنهادی

jane