Bargello

base info - اطلاعات اولیه

Bargello - بارجلو

N/A - N/A

bɑːrˈdʒel.oʊ

UK :

bɑːˈdʒel.əʊ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [Bargello] در گوگل
description - توضیح
  • a style of embroidery (= the activity of sewing stitches close together directly onto cloth to make patterns) that produces zigzag lines in different colours


    یک سبک گلدوزی (= فعالیت دوخت دوخت نزدیک به هم مستقیماً روی پارچه برای ساختن نقش و نگار) که خطوط زیگزاگ را در رنگ های مختلف ایجاد می کند.

  • a style of quilting (= the activity of making decorative covers for a bed by sewing pieces of cloth together) that involves sewing coloured strips of cloth together then cutting them in different widths and sewing together to form a pattern of zigzag lines


    سبک لحاف کاری (= فعالیت ساخت روکش های تزئینی برای تخت با دوختن تکه های پارچه به هم) که شامل دوختن نوارهای پارچه ای رنگی به هم و سپس بریدن آنها در عرض های مختلف و دوختن به هم برای تشکیل الگوی خطوط زیگزاگ است.

example - مثال
  • In Bargello, distinctive patterns are built up from rows of straight stitches, arranged in a zigzag line.


    در Bargello، الگوهای متمایزی از ردیف‌هایی از بخیه‌های مستقیم ساخته می‌شوند که در یک خط زیگزاگ چیده شده‌اند.

  • bargello embroidery/needlepoint


    گلدوزی/سوزن دوزی بارگلو

  • Bargello quilts are simply vertical strip quilts. On each vertical strip you define the number of blocks and the sizes of the blocks.


    لحاف های Bargello به سادگی لحاف های نواری عمودی هستند. در هر نوار عمودی، تعداد بلوک ها و اندازه بلوک ها را تعیین می کنید.

synonyms - مترادف
  • embroidery


    گلدوزی

  • needlework


    سوزن دوزی

  • sewing


    خیاطی

  • needlepoint


    سوزن سوزنی

  • needlecraft


    ملیله کاری

  • tapestry


    قلاب بافی

  • crochet


    نمونه بردار

  • sampler


    نق زدن

  • tatting


    اپلیکیشن

  • appliqué


    عربی

  • arabesque


    پارچه ابریشمی

  • brocade


    خدمه

  • crewel


    دوخت متقاطع

  • cross stitch


    تزیین

  • cross-stitch


    توری

  • decoration


    لحاف کاری

  • lace


    ردیابی

  • lacery


    کار خدمه

  • quilting


    دوخت

  • tracery


    فانتزی

  • crewel work


    لعنتی

  • stitching


    بافندگی

  • fancywork


    تکه تکه کاری

  • tailoring


  • stitchery


  • darning


  • crocheting


  • knitting


  • patchwork


  • embroidering


  • dressmaking


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

avenge

لغت پیشنهادی

arborist

لغت پیشنهادی

annotate