bartender
bartender - متصدی بار
noun - اسم
UK :
US :
کسی که در یک بار یا رستوران نوشیدنی درست می کند، می ریزد و سرو می کند
کسی که در یک بار نوشیدنی درست می کند و سرو می کند
استن گرین، متصدی بار در Bistro M، معمولی است.
پیشخدمت ها و پیشخدمت ها خدمات را به مهمانان ارائه می دهند و زیر نظر یک بارمن کار می کنند.
اما جو به دیگری بحث نمی کند یا دستور نمی دهد. ساقی او را در روحیه خوبی قرار داده است.
به آنها گفتم که بچههای سر که هستند، ساقیها بدانند چه مینوشند.
The long room was dark but a tiny light behind the bar showed the bartender which shot-glass held a full measure.
اتاق طولانی تاریک بود، اما نور کوچکی در پشت میله به ساقی نشان داد که شیشه شات یک اندازه کامل را در خود جای داده بود.
دان به متصدی بار اشاره کرد و او دوباره لیوان هایشان را پر کرد.
متصدی بار یک لیوان آب کدر و زرد رنگ جلویش گذاشت و عقب ایستاد.
barkeep
پارس کردن
barkeeper
باردار
mixologist
میکسولوژیست
barmaid
ساقی
butler
خدمتکار
steward
مباشر
bar-keeper
