copper-bottomed
copper-bottomed - ته مسی
adjective - صفت
UK :
US :
می توان به آن وابسته شد
خرید، سرمایه گذاری یا اعتماد به آن کاملاً ایمن است
A copper-bottomed plan deal or investment can be trusted completely because it is safe and certain to succeed.
به یک طرح، معامله یا سرمایه گذاری با کف مسی می توان کاملاً اعتماد کرد زیرا مطمئن و مطمئن است که موفق خواهد شد.
دارای پایه ای از مس
This was not only copper-bottomed security it was a chance to play with the big numbers and see what happened.
این نه تنها امنیت ته مسی بود، بلکه فرصتی بود برای بازی با اعداد بزرگ و دیدن آنچه اتفاق افتاد.
coppered
مسی شده
unsound
نامناسب
undependable
غیر قابل اعتماد
ill-founded
بی اساس
illogical
غیر منطقی
irrational
ناقص
unreliable
سوال برانگیز
flawed
لرزان
questionable
بدون مدرک
shaky
پشتیبانی نشده
unfounded
unsubstantiated
unsupported