bethink

base info - اطلاعات اولیه

bethink - فکر کن

N/A - N/A

bɪˈθɪŋk

UK :

bɪˈθɪŋk

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bethink] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • She bethought herself of her promise.


    او به قول خود فکر کرد.

  • I bethought myself to open the window.


    با خودم فکر کردم پنجره را باز کنم.

synonyms - مترادف

  • یاد آوردن


  • به خاطر آوردن

  • recollect


    به یاد بیاور


  • ذهن

  • reminisce


    به یاد آوری

  • deliberate


    حساب شده

  • devise


    تدبیر


  • منعکس کنند


  • حفظ

  • hark back to


    به

  • reminisce about


    به یاد آوری در مورد


  • در فکر

  • harken back to


    گوش دادن به

  • hearken back to


    فلش برگشتی به

  • flash back to


    به ذهن زنگ بزن


  • به عقب نگاه کن


  • دوباره فکر کن


  • تکثیر

  • reproduce


    برانگیختن

  • evoke


    نگاه به گذشته

  • retrospect


    احیای

  • revive


    احضار کردن


  • به ذهن بیاورد


  • فلاش روشن

  • flash on


    به یاد آوردن


  • نقل قول


  • احضار

  • summon


    بیدار کردن

  • rouse


    بیدار شدن

  • waken



antonyms - متضاد
  • disregard


    بی توجهی


  • فراموش کردن


  • چشم پوشی

  • repress


    سرکوب کردن

  • neglect


    رد


  • دور انداختن

  • discard


    اجتناب کردن


  • نادیده گرفتن


  • تمسخر

  • scorn


    شرک کردن

  • shirk


    میان بر

  • bypass


    اجتناب کنید

  • shun


    جلوگیری کند

  • avert


    شانه سرد

  • cold-shoulder


لغت پیشنهادی

bennet

لغت پیشنهادی

peeks

لغت پیشنهادی

blinks