Arcadian

base info - اطلاعات اولیه

Arcadian - آرکادی

N/A - N/A

ɑːrˈkeɪ.di.ən

UK :

ɑːˈkeɪ.di.ən

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [Arcadian] در گوگل
description - توضیح
  • showing or relating to an image or idea of perfect countryside life


    نشان دادن یا ارتباط با تصویر یا ایده ای از زندگی کامل روستایی

example - مثال
  • He described a scene of Arcadian tranquillity.


    او صحنه ای از آرامش آرکادی را توصیف کرد.

  • His friends flocked to his country house drawn by the Arcadian atmosphere there.


    دوستانش به خانه روستایی او هجوم آوردند، که توسط جو آرکادی آنجا کشیده شده بود.

synonyms - مترادف

  • روستایی

  • rustic


    معنوی

  • pastoral


    بوکولیک

  • bucolic


    کشور


  • کشاورزی

  • agrarian


    حومه شهر

  • farming


    آگرستیک


  • سیلوان

  • countryside


    ژورژیک

  • agrestic


    کشوری

  • sylvan


    بسیار خوب

  • georgic


    استانی

  • countrified


    برون شهری

  • idyllic


    ساده

  • provincial


    بالا کشور

  • rustical


    آرکادی

  • exurban


    خارج از کشور


  • چوب های پشتی

  • upcountry


    غیر پیچیده

  • arcadian


    مزرعه

  • outland


    هک

  • backwoods


    زراعی

  • unsophisticated


    طبیعی


  • در مرتع پرورش احشام

  • hick


    در فضای باز

  • agronomic


    دست نخورده


  • ranch


  • outdoor


  • unspoilt


  • unspoiled


antonyms - متضاد

  • شهری


  • شهر


  • جهان شهری

  • cosmopolitan


    شهر بزرگ

  • metropolitan


    حومه شهر

  • suburban


    آشفته

  • agitated


    شلوغ

  • bustling


    مشغول


  • جلا داده شده

  • polished


    غیر معمول

  • uncommon


    غیرطبیعی

  • abnormal


    تصفیه شده

  • refined


    تخت

  • couth


    استناد شده است

  • citified


لغت پیشنهادی

beguiling

لغت پیشنهادی

muscle

لغت پیشنهادی

procrastination