ailed

base info - اطلاعات اولیه

ailed - مریض شد

N/A - N/A

eɪl

UK :

eɪl

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [ailed] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
synonyms - مترادف
  • felt pain


    احساس درد کرد

  • felt unwell


    احساس ناخوشی کرد


  • صدمه

  • suffered


    رنج

  • upset


    ناراحت

  • distressed


    پریشان

  • bothered


    اذیت شد

  • troubled


    مشکل دار

  • annoyed


    اذیت شده

  • vexed


    مضطرب

  • vext


    متن

  • irked


    عصبانی

  • hurt somebody's feelings


    جریحه دار کردن احساسات کسی

  • pained


    دردناک

  • agonizedUS


    agonizedUS

  • irritated


    تحریک شده


  • به سرعت قطع کنید


  • زخم

  • wounded


    مجروح

  • grieved


    اندوهگین شد

  • exasperated


    agonisedUK

  • agonisedUK


    گرفتار

  • beset


    نگران


  • گرفتار شده است

  • plagued


    توهین شده

  • outraged


    مزاحم

  • offended


    رنجیده شده است

  • pestered


    عذاب کشیده

  • riled


  • aggrieved


  • excruciated


antonyms - متضاد
  • helped


    کمک کرد

  • alleviated


    تسکین یافته است

  • treated


    تحت درمان

  • nursed


    پرستاری کرد

  • attended


    حضور داشتند

  • cured


    درمان شد

  • healed


    شفا یافت

  • palliated


    تسکین یافته

  • relieved


    راحت شد

  • soothed


    آرام کرد

  • succoredUS


    ایالات متحده را حمایت کرد

  • allayed


    رفع کرد

  • doctored


    دکتر شده

  • mollified


    نرم شده

  • nourished


    تغذیه کرد

  • remedied


    رفع شد

  • assuaged


    آرام شده است

  • attenuated


    ضعیف شده

  • lessened


    کاهش یافته است

  • made better


    بهتر شد

  • balmed


    مومیایی شده

  • succouredUK


    انگلستان را حمایت کرد

  • rehabilitated


    بازسازی شده است

لغت پیشنهادی

Arnold-Chiari malformation

لغت پیشنهادی

haggling

لغت پیشنهادی

disregarding