expensively

base info - اطلاعات اولیه

expensively - گران قیمت

adverb - قید

/ɪkˈspensɪvli/

UK :

/ɪkˈspensɪvli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expensively] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • expensively dressed/furnished


    گران لباس پوشیده / مبله

  • There are other restaurants where you can eat less expensively.


    رستوران های دیگری نیز وجود دارند که می توانید در آن ها غذای ارزان تری داشته باشید.

  • Sarah is always expensively dressed (= wearing expensive clothes).


    سارا همیشه گران لباس است (= لباس گران به تن دارد).

  • The houses were well situated and expensively furnished.


    خانه ها موقعیت خوبی داشتند و مبله های گران قیمتی داشتند.

  • The present system delivers services poorly and expensively.


    سیستم فعلی خدمات را ضعیف و گران ارائه می کند.

  • It is hard to sell expensively priced clean technology vehicles in countries with no emissions controls.


    فروش وسایل نقلیه با فناوری پاک با قیمت گران قیمت در کشورهایی که کنترل آلایندگی ندارند دشوار است.

synonyms - مترادف
  • luxuriously


    به صورت مجلل

  • opulently


    با شکوه

  • lavishly


    با وقار

  • extravagantly


    به صورت اسراف آمیز

  • sumptuously


    به صورت کاخ

  • palatially


    مخملی

  • plushly


    غنی

  • richly


    بزرگ


  • چرب

  • fatly


    بالا


  • ثروتمند

  • grandly


    عالی

  • affluently


    راحت

  • splendidly


    با اغماض

  • grandiosely


    خودنمایی

  • wealthily


    به طور غیرمتوسط

  • comfortably


    به طرز باشکوهی

  • indulgently


    شیک

  • ostentatiously


    به صورت کلاسیک

  • immoderately


    به طرز شگفت انگیزی

  • magnificently


    خیالی

  • poshly


    بیهوده

  • classily


    مدعیانه

  • swankily


    به طرز عجیبی

  • fancily


    ناخواسته

  • wastefully


    اسراف کننده

  • pretentiously


  • pompously


  • ritzily


  • wantonly


  • prodigally


antonyms - متضاد
  • austerely


    سختگیرانه

  • humbly


    فروتنانه

  • modestly


    متواضعانه

  • plainly


    به وضوح


  • به سادگی

  • cheaply


    ارزان

  • submissively


    مطیعانه

  • meekly


    با احترام

  • deferentially


    به معنای

  • respectfully


    بی ادعا

  • meanly


    با تردید

  • unassumingly


    مفتضحانه

  • diffidently


    به طور غیرمستقیم

  • abjectly


    زیردست

  • obsequiously


    نوکرانه

  • subserviently


    کلاه در دست

  • servilely


    به حالت زانو زده


  • on bended knee


لغت پیشنهادی

standardizing

لغت پیشنهادی

beeper

لغت پیشنهادی

sarge