expensively
expensively - گران قیمت
adverb - قید
UK :
US :
expensively dressed/furnished
گران لباس پوشیده / مبله
رستوران های دیگری نیز وجود دارند که می توانید در آن ها غذای ارزان تری داشته باشید.
سارا همیشه گران لباس است (= لباس گران به تن دارد).
خانه ها موقعیت خوبی داشتند و مبله های گران قیمتی داشتند.
سیستم فعلی خدمات را ضعیف و گران ارائه می کند.
It is hard to sell expensively priced clean technology vehicles in countries with no emissions controls.
فروش وسایل نقلیه با فناوری پاک با قیمت گران قیمت در کشورهایی که کنترل آلایندگی ندارند دشوار است.
luxuriously
به صورت مجلل
opulently
با شکوه
lavishly
با وقار
extravagantly
به صورت اسراف آمیز
sumptuously
به صورت کاخ
palatially
مخملی
plushly
غنی
richly
بزرگ
چرب
fatly
بالا
ثروتمند
grandly
عالی
affluently
راحت
splendidly
با اغماض
grandiosely
خودنمایی
wealthily
به طور غیرمتوسط
comfortably
به طرز باشکوهی
indulgently
شیک
ostentatiously
به صورت کلاسیک
immoderately
به طرز شگفت انگیزی
magnificently
خیالی
poshly
بیهوده
classily
مدعیانه
swankily
به طرز عجیبی
fancily
ناخواسته
wastefully
اسراف کننده
pretentiously
pompously
ritzily
wantonly
prodigally
austerely
سختگیرانه
humbly
فروتنانه
modestly
متواضعانه
plainly
به وضوح
به سادگی
cheaply
ارزان
submissively
مطیعانه
meekly
با احترام
deferentially
به معنای
respectfully
بی ادعا
meanly
با تردید
unassumingly
مفتضحانه
diffidently
به طور غیرمستقیم
abjectly
زیردست
obsequiously
نوکرانه
subserviently
کلاه در دست
servilely
به حالت زانو زده
