ailed
ailed - مریض شد
N/A - N/A
UK :
US :
felt pain
احساس درد کرد
felt unwell
احساس ناخوشی کرد
صدمه
suffered
رنج
upset
ناراحت
distressed
پریشان
bothered
اذیت شد
troubled
مشکل دار
annoyed
اذیت شده
vexed
مضطرب
vext
متن
irked
عصبانی
hurt somebody's feelings
جریحه دار کردن احساسات کسی
pained
دردناک
agonizedUS
agonizedUS
irritated
تحریک شده
به سرعت قطع کنید
زخم
wounded
مجروح
grieved
اندوهگین شد
exasperated
agonisedUK
agonisedUK
گرفتار
beset
نگران
گرفتار شده است
plagued
توهین شده
outraged
مزاحم
offended
رنجیده شده است
pestered
عذاب کشیده
riled
aggrieved
excruciated
helped
کمک کرد
alleviated
تسکین یافته است
treated
تحت درمان
nursed
پرستاری کرد
attended
حضور داشتند
cured
درمان شد
healed
شفا یافت
palliated
تسکین یافته
relieved
راحت شد
soothed
آرام کرد
succoredUS
ایالات متحده را حمایت کرد
allayed
رفع کرد
doctored
دکتر شده
mollified
نرم شده
nourished
تغذیه کرد
remedied
رفع شد
assuaged
آرام شده است
attenuated
ضعیف شده
lessened
کاهش یافته است
made better
بهتر شد
balmed
مومیایی شده
succouredUK
انگلستان را حمایت کرد
rehabilitated
بازسازی شده است
