annually
base info - اطلاعات اولیه
annually - سالانه
adverb - قید
/ˈænjuəli/
UK :
/ˈænjuəli/
US :
family - خانواده
annually
---
---
google image
example
-
مثال
The exhibition is held annually.
این نمایشگاه سالانه برگزار می شود.
حقوق اولیه شما 23000 پوند در سال است و سالانه بررسی می شود.
این بیمارستان سالانه 1.1 میلیون دلار برای عملیات کامپیوتری خود هزینه می کند.
حقوق اولیه شما 20000 پوند در سال است و سالانه بررسی می شود.
هر دو شرکت سالانه بیش از 5.5 میلیون دلار سود پیش از مالیات به دست می آورند.
antonyms
-
متضاد
روزانه
هفتگی
diurnally
به صورت روزانه
هر هفته
هر روز
یک بار در هفته
یک هفته
once-a-week
در هفته
هفت روز هفته
به صورت هفتگی
روزی یک بار
روز به روز
per diem
روز از نو
