applauding
applauding - کف زدن
N/A - N/A
UK :
US :
فاعل فاعل از کف زدن
to show enjoyment or approval of something such as a performance or speech by clapping the hands repeatedly to make a noise
نشان دادن لذت یا تایید از چیزی مانند اجرا یا سخنرانی با کف زدن مکرر دست برای ایجاد صدا
گفتن اینکه شما عمل یا تصمیم یک فرد را تحسین می کنید و با آن موافق هستید
باید صدای تشویق تماشاگران را می شنیدید - سر و صدا فوق العاده بود.
پنج دقیقه بعد از سخنرانی او مورد تشویق قرار گرفت.
ما تصمیم خانواده را برای سکوت در مورد این موضوع تحسین می کنیم.
approving
تایید کردن
appreciative
قدردان
complimentary
تعارفی
commendatory
ستودنی
admiring
تحسین کردن
approbatory
استصوابی
favorableUS
مطلوب ایالات متحده
favourableUK
مطلوب انگلستان
مثبت
دوستانه
خوب
laudatory
ستایش آمیز
flattering
چاپلوس
congratulatory
تبریک می گویم
praising
ستایش کردن
sympathetic
دلسوز
acclamatory
تحسین برانگیز
praiseful
ستایش کننده
approbative
تاییدی
glowing
درخشان
adulatory
مشتاق
enthusiastic
حمایت کننده
supportive
توصیه ای
recommendatory
احترام
respectful
پانژیکال
panegyrical
دلگرم کننده
encouraging
نوع
commending
laudative
plauditory
adverse
نامطلوب
depreciative
مستهلک کننده
depreciatory
تحقیر کننده
derogatory
عدم تایید
disapproving
ناقدر
inappreciative
منفی
بی قدر
unappreciative
بدون تعارف
uncomplimentary
ایالات متحده نامطلوب
unfavorableUS
نامطلوب انگلستان
unfavourableUK
ناخوشایند
unflattering
غیر دوستانه
unfriendly
کوچک کردن
disparaging
تحقیر کردن
slighting
تحقیرآمیز
belittling
تمسخر آمیز
denigratory
تحقیر آمیز
contemptuous
بحرانی
disdainful
سانسور کننده
deprecatory
فریاد زدن
scornful
مخرب
pejorative
degrading
demeaning
derisory
derogative
censorious
denigrative
decrying
detractive
