balletic

base info - اطلاعات اولیه

balletic - باله

adjective - صفت

/bæˈletɪk/

UK :

/bæˈletɪk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [balletic] در گوگل
description - توضیح
  • movements that are balletic are graceful like the movements in ballet


    حرکات باله مانند حرکات باله برازنده است

  • of or like ballet (= a type of dancing with carefully organized movements)


    باله یا شبیه باله (= نوعی رقص با حرکات منظم)

  • Schoolchildren could spend days or weeks drilling for athletic and balletic displays in his honour.


    دانش‌آموزان می‌توانستند روزها یا هفته‌ها را برای نمایش‌های ورزشی و باله به افتخار او سپری کنند.

  • A balletic leap from Alan Knott to dismiss Clive Lloyd.


    یک جهش باله ای از آلن نات برای اخراج کلایو لوید.

  • The lovers float through balletic lifts and dips, mimicked by other couples in the background.


    عاشقان در بالابرها و شیب های باله شناور می شوند و زوج های دیگر در پس زمینه تقلید می کنند.

  • Her long willowy legs splayed outwards into a balletic second.


    پاهای بیدی بلند او به سمت بیرون در یک ثانیه باله پخش می شد.

example - مثال
  • balletic movements


    حرکات باله

  • She moves with balletic grace.


    او با ظرافت باله حرکت می کند.

synonyms - مترادف
  • flowy


    روان

  • flowing


    جاری

  • graceful


    برازنده


  • زیبا

  • delicate


    ظریف

  • elegant


    نفیس

  • exquisite


    نرم

  • lithe


    دوست داشتني


  • صاف


  • زیرک

  • nimble


    چابک

  • agile


    سبک


  • lissom

  • lissom


    اسپری

  • spry


    انعطاف پذیر

  • supple


    روان، سلیس

  • fluent


    طبیعی


  • مهیج

  • gracile


    تنومند

  • lithesome


    بدون دردسر

  • effortless


    زننده

  • lissome


    گربه

  • feline


    لاغر

  • limber


    ماهر

  • deft


    بخشنده

  • gracious


    مایع

  • fluid


    بدون وقفه

  • uninterrupted


    ناشکسته

  • unbroken


    منظم


  • ریتمیک

  • rhythmic


antonyms - متضاد
  • clingy


    چسبیده

  • clinging


    نزدیک

  • close-fitting


    بغل کردن

  • figure-hugging


    راحت

  • snug


    تنگ


  • محکم

  • tight-fitting


لغت پیشنهادی

fiery

لغت پیشنهادی

goodwill

لغت پیشنهادی

tropical