beggarly
beggarly - گدایی
adjective - صفت
UK :
US :
destitute
بی بضاعت
penniless
بی پول
فقیر
impoverished
فقیر شده
needy
نیازمند
impecunious
تهی دست
indigent
بیچاره
broke
شکست
penurious
پوست
skint
التماس کرد
beggared
ضروری است
necessitous
مورد نیاز
pauperized
نخ نما
needful
گرسنه
threadbare
پریشان
famished
تأسفبار - رقت انگیز
distressed
افتضاح
pathetic
فقر زده
abject
فقیر خاک
poverty-stricken
سخت کردن
dirt-poor
پایین و بیرون
بسته شده
down-and-out
تخت شکست
strapped
سنگ شکست
flat broke
ورشکسته
moneyless
بسته به پول نقد
stone broke
bankrupt
stony broke
insolvent
affluent
فراوان
deep-pocketed
با جیب عمیق
چربی
fat-cat
گربه چاق
flush
فلاش
moneyed
پول دار
monied
پولی
opulent
مجلل
ثروتمند
silk-stocking
جوراب ابریشمی
پاشنه بلند
well-heeled
خوش گذران
well-off
موفق
well-to-do
لود شده
luxurious
زیان آور
prosperous
شکوفا شدن
loaded
پر رونق
pecunious
ضرب شده
flourishing
بالاخره
thriving
دارایی
minted
موفقیت آمیز
upscale
اوفی
propertied
قابل توجه
پلتوکراتیک
oofy
بالای شهر
ممتاز
plutocratic
مالی
uptown
خوش شانس
privileged
fortunate